1
00:00:00,367 --> 00:00:05,484
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
<font color="#FFFF00">« Golchindl.vip »

2
00:00:05,508 --> 00:00:08,241
‫آنچه در "ذهن جنایتکار، تکامل" گذشت

3
00:00:08,266 --> 00:00:09,423
پیچیده و ‫حساب‌شده

4
00:00:09,448 --> 00:00:11,450
‫می‌بینی؟ یه هابرلین دیگه

5
00:00:11,475 --> 00:00:13,331
‫فکر می‌کردیم ‫این پرونده‌ها به هم ربط دارن

6
00:00:13,356 --> 00:00:15,205
‫حالا دیگه مدرک قطعی رو داریم

7
00:00:15,230 --> 00:00:18,533
این ‫مظنون یه سری پیرو جمع کرده
‫که الان داره فعالشون می‌کنه

8
00:00:18,558 --> 00:00:20,185
‫این یه شبکه‌ست

9
00:00:20,210 --> 00:00:22,299
سیکاریوس تو هر شهری ‫که باشه،

10
00:00:22,324 --> 00:00:24,475
‫خیابون دوم ‫شکارگاه محبوبشه

11
00:00:24,907 --> 00:00:26,583
‫اومدی اینجا که منو بکشی؟

12
00:00:26,608 --> 00:00:28,101
‫من یه ساعت پیش ‫کشتمت

13
00:00:28,126 --> 00:00:31,422
‫فقط اومدم اینجا
‫که جون دادن یه پیرمرد رو تماشا کنم

14
00:00:31,447 --> 00:00:32,765
‫همیشه می‌دونستم

15
00:00:32,790 --> 00:00:34,986
‫خانواده همون چیزیه که به کشتنت میده

16
00:00:35,011 --> 00:00:37,245
‫ذات خراب‌مون تو خون‌مونه

17
00:00:38,101 --> 00:00:39,907
‫- تو؟
‫- خودت می‌دونی من کی‌ام

18
00:00:39,932 --> 00:00:41,267
‫تو خواهرمو کشتی

19
00:00:41,292 --> 00:00:42,460
‫آلیسون

20
00:00:42,485 --> 00:00:45,436
‫ناخودآگاهت ‫داره با میل به کشتن می‌جنگه،

21
00:00:45,461 --> 00:00:47,417
‫برای همینم ‫دارم حواست رو پرت می‌کنم

22
00:00:47,831 --> 00:00:50,438
‫حرف زدنت با من
‫راهکاری برای کنار اومدن با این قضیه‌ست

23
00:00:50,463 --> 00:00:53,718
‫فکر می‌کنی، اگه
همه چیو ‫برات مو به مو توضیح بدم،

24
00:00:53,743 --> 00:00:55,798
‫می‌تونی جلوی ‫یه نفر دیگه رو بگیری؟

25
00:00:55,823 --> 00:00:58,083
تو یه منبع اطلاعاتی زنده‌ای، الیاس

26
00:00:58,434 --> 00:00:59,699
‫به خاطر بقیه هم که شده،

27
00:00:59,724 --> 00:01:02,282
‫نمی‌تونم بذارم همین‌جا بشینی
‫و داستانت رو تعریف نکنی

28
00:01:02,307 --> 00:01:04,557
‫خانواده بعضی از ‫قربانی‌هات تماس گرفتن،

29
00:01:04,582 --> 00:01:05,811
‫و می‌خوان ببیننت

30
00:01:06,650 --> 00:01:08,151
‫این بخشی از آموزش‌هات بوده

31
00:01:08,176 --> 00:01:09,745
‫- چی؟
‫- آموزش‌هات

32
00:01:09,770 --> 00:01:12,923
‫- توسط این سازمان دولتی
‫- اینا رو از کجا شنیدی؟

33
00:01:12,948 --> 00:01:14,238
تو پادکست می‌گه

34
00:01:14,646 --> 00:01:16,681
‫به پرونده‌های سیکاریوس خوش اومدید

35
00:01:16,706 --> 00:01:18,062
‫می‌تونم الیاس صدات کنم؟

36
00:01:19,699 --> 00:01:20,766
‫اوه

37
00:01:21,522 --> 00:01:24,059
‫نگام کن، برایان
‫خیلی غم‌انگیزه که انقدر رقت‌انگیزم،

38
00:01:24,084 --> 00:01:25,580
‫ولی می‌دونی چی از اونم رقت‌انگیزتره؟

39
00:01:25,605 --> 00:01:27,142
‫کسی که درباره‌ش برنامه می‌سازه

40
00:01:27,167 --> 00:01:29,015
‫و هر کسی که بهش گوش میده

41
00:01:32,649 --> 00:01:34,387
«سـال 2022»

42
00:01:38,152 --> 00:01:41,035
«فرایرز تاون، کارولینای شمالی»

43
00:01:41,552 --> 00:01:42,571
دقیقاً همینطوره

44
00:01:44,908 --> 00:01:48,349
‫- اوم، این کاربونارا حرف نداره
‫- می‌دونم، مگه نه؟

45
00:01:49,318 --> 00:01:50,473
گفتی اینجا کجاست؟

46
00:01:50,498 --> 00:01:52,266
تازه تو خیابون دوم ‫باز شده

47
00:01:52,291 --> 00:01:53,655
‫همون حوالی دفترم

48
00:01:53,680 --> 00:01:54,982
‫مامان، نگاه کن!

49
00:01:55,007 --> 00:01:56,024
!ها

50
00:01:56,577 --> 00:01:57,978
‫این واسه خاله رایلی‌ئه

51
00:01:58,003 --> 00:01:59,942
‫اوه! مرسی، عزیزم

52
00:02:00,798 --> 00:02:01,972
‫دیگه کم‌کم وقت خوابه

53
00:02:01,997 --> 00:02:03,527
‫واسه مسواک زدن ‫کمک می‌خوای؟

54
00:02:03,552 --> 00:02:05,638
‫- نه
‫- باشه

55
00:02:10,980 --> 00:02:12,528
‫به مامانش رفته

56
00:02:13,999 --> 00:02:16,001
‫نمی‌خوام تو ذوقت بزنم، ‫آبجی بزرگه، ولی

57
00:02:16,026 --> 00:02:19,090
همه فکر می‌کنن خوش‌سلیقه‌ان
 و حس شوخ‌طبعی دارن

58
00:02:19,115 --> 00:02:21,933
‫ولی امکان نداره
‫همه‌شون خوش‌سلیقه باشن

59
00:02:22,569 --> 00:02:25,621
‫خیلی بامزه بود‫، منم اون فیلمه رو دیدم

60
00:02:25,646 --> 00:02:27,324
‫واسه همینه که ‫تا الان یه کلمه هم در مورد

61
00:02:27,349 --> 00:02:29,253
‫کاری که با آشپزخونه کردم ‫حرفی نزدی؟

62
00:02:29,872 --> 00:02:31,194
کاشی‌های جدید پشت سینک؟

63
00:02:32,176 --> 00:02:33,177
‫کالی

64
00:02:33,202 --> 00:02:35,298
‫- چی شده؟
‫- اون رنگ‌ها

65
00:02:35,323 --> 00:02:36,532
‫پیش خودت چی فکر کردی؟

66
00:02:36,557 --> 00:02:38,960
‫اون رنگ‌ها خیلی تو چشمن

67
00:02:38,985 --> 00:02:41,595
آره، داد می‌زنن، ‫"سلیقه‌م افتضاحه"
اوه -

68
00:02:44,316 --> 00:02:45,642
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

69
00:02:46,557 --> 00:02:48,058
مامانمه، زمین خورده

70
00:02:48,282 --> 00:02:49,283
‫دوباره

71
00:02:50,536 --> 00:02:51,856
‫بابات خونه بوده؟

72
00:02:51,997 --> 00:02:54,618
‫نه، ولی همسایه تونسته ‫برسونتش بیمارستان

73
00:02:54,643 --> 00:02:56,994
‫می‌دونم. باید بری اونجا

74
00:02:57,245 --> 00:02:58,365
‫شرمنده، عزیزم

75
00:02:58,684 --> 00:03:00,648
‫نه، من شرمنده‌م
...دیگه داره از حد می‌گذره. من

76
00:03:00,673 --> 00:03:02,375
‫هیچ دلیلی نداره ‫شرمنده باشی

77
00:03:02,400 --> 00:03:03,950
‫هر وقت تونستم ‫بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

78
00:03:03,975 --> 00:03:05,411
‫- اوهوم
‫- باشه

79
00:03:10,083 --> 00:03:11,912
‫- دوسِت دارم
‫- من بیشتر دوسِت دارم

80
00:03:19,001 --> 00:03:20,075
‫ببین

81
00:03:20,100 --> 00:03:21,635
‫اگه خودت یا ایوری ‫چیزی لازم داشتین

82
00:03:21,660 --> 00:03:22,673
‫تا وقتی که اون نیست،

83
00:03:22,698 --> 00:03:24,297
‫به من یا جسی خبر بده

84
00:03:24,683 --> 00:03:25,716
‫ درنگ نکن

85
00:03:26,238 --> 00:03:27,501
‫ممنونم ازت

86
00:03:28,103 --> 00:03:29,216
‫مخصوصاً...

87
00:03:29,990 --> 00:03:32,154
‫اگه ‌خواستی جسی
‫اون کاشی پشت سینک رو عوض کنه

88
00:03:32,179 --> 00:03:33,369
‫دختر!

89
00:03:45,400 --> 00:03:46,920
"سیستم تو غیرفعال شد"

90
00:04:13,112 --> 00:04:18,006
« کانال تلگرام گلچین دانلود »
<font color="#ff281e">« @MyGolchindl »

91
00:04:19,151 --> 00:04:20,265
"امروز"

92
00:04:27,629 --> 00:04:29,430
‫- خانم ویلسون؟
‫- بله

93
00:04:29,455 --> 00:04:31,704
‫اموری جوی هستم، ‫دادستان منطقه‌ی دورهام

94
00:04:31,729 --> 00:04:33,941
‫نمی‌دونم چطور ‫برای
وقتی که گذاشتین ازتون تشکر کنم

95
00:04:33,966 --> 00:04:35,200
‫اوه، مشکلی نیست

96
00:04:35,225 --> 00:04:37,751
‫ شما اولین ‫حوزه قضایی
نیستین که ‫این درخواست رو میده

97
00:04:37,776 --> 00:04:39,598
‫ ایمیلم به همراه ‫پرونده رو دریافت کردین؟

98
00:04:39,623 --> 00:04:42,666
بله، آم، "کلیا برک" ‫و دخترش "ایوری"

99
00:04:42,691 --> 00:04:44,968
گزارش مفقودی‌شون رد شده‫
چهار سال پیش. گمان می‌رفت مُردن

100
00:04:44,993 --> 00:04:47,443
‫اون زمان که بیشتر این منطقه ‫زیر آب بود،

101
00:04:47,771 --> 00:04:50,248
‫و هیچ‌کس فکرش رو هم نمی‌کرد
‫یه روزی خشکسالی بشه

102
00:04:51,180 --> 00:04:52,249
‫این ماشین اونه؟

103
00:04:52,274 --> 00:04:53,366
آره

104
00:04:53,391 --> 00:04:54,764
‫و دخترِ 4 ساله‌ش

105
00:04:54,789 --> 00:04:56,467
ایوری رو ‫گذاشته بودن تو صندوق عقب

106
00:05:01,156 --> 00:05:02,220
‫حالتون خوبه؟

107
00:05:03,712 --> 00:05:05,500
‫جسد کلیا برک رو ‫پیدا کردین؟

108
00:05:05,525 --> 00:05:06,529
‫نه

109
00:05:07,207 --> 00:05:08,440
‫همه‌ش خیلی...

110
00:05:09,059 --> 00:05:10,953
...دلخراشه، آم، ولی

111
00:05:11,522 --> 00:05:13,269
‫ببخشید دادستان جوی، ‫چی باعث شده فکر کنین

112
00:05:13,294 --> 00:05:14,963
‫این موضوع ربطی به ‫قاتل سیکاریوس داره؟

113
00:05:14,988 --> 00:05:17,087
‫ما اطراف اون منطقه رو ‫جستجو کردیم

114
00:05:17,112 --> 00:05:18,430
‫و اینو پیدا کردیم

115
00:05:20,463 --> 00:05:23,824
‫- یه جعبه هابرلین
‫- یه کیت قتلِ خالی؟

116
00:05:23,849 --> 00:05:27,093
‫دقیقاً مثل همونایی که قاتل سیکاریوس
‫استفاده می‌کرد، درست می‌گم؟

117
00:05:27,616 --> 00:05:28,616
آره

118
00:05:29,319 --> 00:05:30,985
‫ولی شما هم ‫مثل من خوب می‌دونین که

119
00:05:31,010 --> 00:05:34,245
الیاس وویت به قتل 63 نفر ‫اعتراف کرده

120
00:05:35,146 --> 00:05:37,529
کلیا برک و دخترش ‫جزوشون نبودن

121
00:05:37,846 --> 00:05:39,448
‫پس چرا باید اینو پنهون کنه؟

122
00:05:40,070 --> 00:05:41,130
‫نمی‌دونم

123
00:05:41,640 --> 00:05:43,144
‫این همون چیزیه که باید ازش بپرسیم

124
00:05:44,412 --> 00:05:49,651
<font color=#ff0000>... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...</font>
 ‫<font color=#00ffff>.:: کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub  ::.</font>

125
00:05:54,540 --> 00:05:55,546
‫لوک،

126
00:05:55,858 --> 00:05:57,283
‫واقعاً نجاتم دادی

127
00:05:57,308 --> 00:06:00,302
‫- خوشحالم که ‫مجبور نشدم
 از اون ‫سیلابی که از لوله ترکیده‌ت

128
00:06:00,327 --> 00:06:02,156
‫راه افتاده بود، ‫نجاتت بدم

129
00:06:02,649 --> 00:06:04,375
‫3 بار. 3 بار بازرسی کردن،

130
00:06:04,407 --> 00:06:06,169
‫و هیچ‌کس نفهمید ‫داره می‌ترکه؟

131
00:06:06,194 --> 00:06:09,752
‫همه‌چی فقط تا زمان
‫جوش خوردن معامله دووم میاره

132
00:06:09,777 --> 00:06:10,777
آره

133
00:06:11,151 --> 00:06:12,193
...و ‫تازه

134
00:06:12,582 --> 00:06:15,601
 بین اسباب‌کشی ‫و کارهای دانشگاهِ هنری،

135
00:06:15,626 --> 00:06:18,798
‫نمی‌دونم چقدر دیگه ‫همچین دردسرهایی
رو ‫اون و مایکل می‌تونن تحمل کنن

136
00:06:18,823 --> 00:06:21,704
‫فکر کنم چند هفته‌ای میشه
که ‫خنده‌شون رو ندیدم

137
00:06:23,186 --> 00:06:24,602
‫چقدر باید بیرون از خونه بمونین؟

138
00:06:24,627 --> 00:06:26,343
‫آم، پیمانکار گفت،

139
00:06:26,368 --> 00:06:28,782
دو، ‫شایدم سه هفته

140
00:06:28,807 --> 00:06:29,962
‫هه

141
00:06:30,415 --> 00:06:32,491
‫اوه. فکر نمی‌کنم...

142
00:06:33,287 --> 00:06:36,110
‫من و پسرا بتونیم
این‌قدر طولانی ‫مزاحم پنلوپه بشیم

143
00:06:36,383 --> 00:06:37,802
‫وای خدای من. سلام

144
00:06:37,827 --> 00:06:39,048
‫سلام، سلام

145
00:06:39,073 --> 00:06:41,510
‫آخ، تو اینجایی، جی‌جی،
‫ تو هم اینجایی، لوک،

146
00:06:41,982 --> 00:06:43,614
زودتر از اون چیزی که فکر می‌کردم اومدین

147
00:06:43,639 --> 00:06:44,672
‫اوه، تقصیر منه

148
00:06:44,697 --> 00:06:46,233
‫من فقط... فکر کردم

149
00:06:46,258 --> 00:06:49,428
‫که هرچه زودتر جا به جا بشم ‫بهتره

150
00:06:49,453 --> 00:06:50,759
آره، کاملاً منطقیه

151
00:06:51,528 --> 00:06:53,283
‫خیلی ضایع شد، ‫قضیه اینه که...

152
00:06:53,308 --> 00:06:55,508
‫نه. می‌دونی چیه؟
‫اوم، من خودم گفتم ساعت 10:00،

153
00:06:55,533 --> 00:06:58,835
‫- و منم که کلاً قاطی کردم
‫- پنلوپه، مهمون داری؟

154
00:07:02,634 --> 00:07:04,544
‫- خیلی بهم خوش گذشت
‫- آره، به منم همین‌طور

155
00:07:04,569 --> 00:07:05,576
‫بعداً...

156
00:07:05,601 --> 00:07:06,858
‫بعداً بهت زنگ بزنم؟

157
00:07:06,883 --> 00:07:09,288
‫آها، آره. عالیه. خداحافظ

158
00:07:09,999 --> 00:07:11,309
‫- بابا ایول
‫- خب حالا

159
00:07:13,892 --> 00:07:14,966
‫هوم

160
00:07:17,867 --> 00:07:20,236
‫اوکی، ببین، می‌دونم من بودم
‫که سرزده اومدم سراغت،

161
00:07:20,261 --> 00:07:22,463
‫ولی، آم، ‫یه کم تو ذوقم خورد

162
00:07:22,488 --> 00:07:24,006
‫که بهم نگفتی ‫دوست‌پسر جدید پیدا کردی

163
00:07:24,031 --> 00:07:25,445
‫اوه، اون دوست‌پسرم نیست

164
00:07:25,470 --> 00:07:28,364
...‫نه. نه، اون
‫"آقای چهارشنبه"ست؟

165
00:07:28,389 --> 00:07:29,556
‫- آره
‫- آقای چهارشنبه،

166
00:07:29,581 --> 00:07:31,717
‫یعنی واسه بقیه روزای هفته هم ‫کسی هست؟

167
00:07:31,742 --> 00:07:32,780
‫اوه، نه

168
00:07:32,805 --> 00:07:34,633
‫فقط شنبه، همین و بس

169
00:07:35,249 --> 00:07:36,289
‫اوه

170
00:07:36,877 --> 00:07:38,835
‫وایسا، تو...
‫تو از این قضیه خبر داشتی؟

171
00:07:38,860 --> 00:07:41,880
‫نه، نمی‌دونستم قراره بکشه
‫به پنجشنبه. من...

172
00:07:41,905 --> 00:07:43,743
‫واقعاً از کجا باید ‫اینو حدس می‌زدیم؟

173
00:07:43,768 --> 00:07:46,103
‫نه جی‌جی، نمی‌خواستم
‫چیزی رو ازت مخفی کنم

174
00:07:46,128 --> 00:07:48,872
‫و می‌دونم الان بیشتر از یک سال گذشته،
‫ولی حس کردم درست نیست که...

175
00:07:48,897 --> 00:07:50,323
‫ بیام و، می‌دونی،

176
00:07:50,709 --> 00:07:53,170
‫ از ماجراهای هوس‌آلود و عشقبازی‌ها

177
00:07:53,195 --> 00:07:55,871
‫با معشوقه‌های مخفی‌م پیش یه...

178
00:07:55,896 --> 00:07:58,142
‫آه... یه زنِ بیوه حرف بزنم

179
00:07:58,876 --> 00:08:00,313
‫نه، درکت می‌کنم

180
00:08:00,338 --> 00:08:02,973
‫ولی هی، دقیقاً از همین الان،

181
00:08:02,998 --> 00:08:05,011
‫قراره ریز به ریز جزئیاتِ

182
00:08:05,036 --> 00:08:07,027
‫ماجراهای عشقیم رو برات تعریف کنم

183
00:08:07,052 --> 00:08:09,010
‫چون ما هم‌خونه‌ایم‫
پس، کمربندت رو ببند، آماده باش

184
00:08:09,543 --> 00:08:11,679
خب ‫یه کم ترسیدم، ولی...

185
00:08:13,139 --> 00:08:15,722
‫ راستش، ‫ممنون که گذاشتی اینجا بمونیم

186
00:08:15,747 --> 00:08:18,417
‫باعث افتخار و خوشحالیمه
‫که میزبان همه‌تون باشم

187
00:08:18,442 --> 00:08:20,763
‫ اتاق مهمون پسرا هم آماده‌ست

188
00:08:20,788 --> 00:08:22,272
و تخت غول‌پیکر خودمم هست

189
00:08:22,297 --> 00:08:25,309
‫که برای شب‌نشینی‌های دوستانه جون میده

190
00:08:25,334 --> 00:08:27,546
‫- می‌رم ملافه‌ها رو عوض کنم
‫- خب، مطمئنی؟

191
00:08:27,571 --> 00:08:30,191
‫چون کیسه‌خوابم رو ‫از تو انباری درآوردم

192
00:08:30,216 --> 00:08:32,752
‫اوه، نه. می‌تونی اونو نگه داری
‫برای اردوی آخر هفته

193
00:08:32,777 --> 00:08:33,943
‫که قراره ‫با بچه‌هات بری

194
00:08:33,968 --> 00:08:37,266
‫اوه، آم، خب، می‌دونی، ‫با توجه به شرایط،

195
00:08:38,010 --> 00:08:40,123
‫اون برنامه تا اطلاع ثانوی ‫کنسل شده

196
00:08:40,148 --> 00:08:41,914
‫- اوه
‫- من دیگه برم...

197
00:08:42,792 --> 00:08:43,804
‫آره

198
00:08:48,285 --> 00:08:50,155
‫- هی
‫- تو فکر چی هستی؟

199
00:08:50,180 --> 00:08:52,939
به اینکه خانواده جاریو
‫نیاز دارن یه کم روحیه‌شون عوض شه

200
00:08:52,964 --> 00:08:55,333
‫و اگه پایه‌ای، ‫یه فکری تو سرم دارم

201
00:08:56,048 --> 00:08:57,052
‫آره

202
00:08:57,418 --> 00:08:58,422
باریکلا پسر

203
00:09:01,750 --> 00:09:03,196
‫بعد از اینکه عمو سایروس‌ت

204
00:09:03,221 --> 00:09:04,653
‫حضانت قانونی‌ت رو گرفت،

205
00:09:05,530 --> 00:09:06,978
‫بعد از اینکه پدر و مادرت ‫فوت کردن...

206
00:09:07,003 --> 00:09:08,381
‫منظورت بعد از اینه که کشتمشون؟

207
00:09:09,091 --> 00:09:10,343
‫بعد از اینکه کشتیشون

208
00:09:11,689 --> 00:09:13,183
‫چقدر طول کشید تا سایروس

209
00:09:13,208 --> 00:09:14,944
‫شروع کنه تو رو ‫با خودش این‌ور اون‌ور ببره؟

210
00:09:18,790 --> 00:09:19,874
‫کمکم کن!

211
00:09:26,125 --> 00:09:27,668
‫زیاد نبود شاید یه ماه

212
00:09:29,255 --> 00:09:30,729
‫زیاد طول نکشید ‫تا منو درهم بشکنه،

213
00:09:30,754 --> 00:09:32,167
‫و بعدش شدم پسرش

214
00:09:33,251 --> 00:09:34,363
‫خدمتکارش

215
00:09:34,733 --> 00:09:36,661
‫ازت برای طعمه کردن
‫قربانی‌هاش استفاده می‌کرد؟

216
00:09:36,686 --> 00:09:39,714
‫نه، اولش فقط ازم می‌خواست ‫بهش
کمک کنم ‫از شر جسدها خلاص بشه

217
00:09:39,739 --> 00:09:41,004
‫می‌دونی کجاییم؟

218
00:09:41,208 --> 00:09:42,216
‫نه

219
00:09:43,267 --> 00:09:45,108
‫تو راه که می‌اومدیم اینجا، ‫چی دیدی؟

220
00:09:46,423 --> 00:09:47,568
‫هیچی

221
00:09:47,593 --> 00:09:48,736
‫دقیقاً

222
00:09:49,493 --> 00:09:52,182
‫نه تابلوی جاده‌ای، نه نشانگر مسافتی

223
00:09:54,236 --> 00:09:55,874
‫برای همین اینجا رو انتخاب کردم

224
00:09:58,686 --> 00:10:00,509
‫- همه‌شون تو دورهام کانتی بودن؟
‫- آره

225
00:10:00,534 --> 00:10:03,267
‫اون فکر می‌کرد کلانترهای اونجا
‫تنبل و احمقن

226
00:10:03,809 --> 00:10:05,284
‫یادت میاد ‫چند تا قربانی بودن؟

227
00:10:06,045 --> 00:10:07,150
‫15 تا

228
00:10:08,042 --> 00:10:09,223
‫شاید 20 تا

229
00:10:09,926 --> 00:10:12,227
‫- همه‌شون رو خاک کردین؟
‫- بیشترشون رو، ولی

230
00:10:12,549 --> 00:10:13,964
چند تایی انداختیم توی رودخونه

231
00:10:15,078 --> 00:10:16,444
‫دو سه‌تا رو هم تو دریاچه

232
00:10:17,768 --> 00:10:20,455
‫می‌تونی کمکمون کنی
‫که بقایای جسدها رو پیدا کنیم؟

233
00:10:22,742 --> 00:10:24,509
‫خب، با وجود اون مواد قلیایی ‫و عوامل طبیعی،

234
00:10:24,534 --> 00:10:26,711
‫سایروس حسابی مطمئن شد
‫که هیچ‌وقت پیدا نمی‌شن

235
00:10:30,036 --> 00:10:31,378
...اگه اشکالی نداره بپرسم

236
00:10:31,403 --> 00:10:34,058
‫با توجه به اینکه خیلی از این چیزا ‫
همین الانم بخشی از پرونده دادگاهه

237
00:10:34,083 --> 00:10:35,603
‫چرا این مصاحبه‌ها رو انجام می‌دین؟

238
00:10:35,823 --> 00:10:38,027
‫- انگار یه کم کلافه‌ای
‫- اینا اتلاف وقت نیست؟

239
00:10:38,492 --> 00:10:39,529
‫خب...

240
00:10:40,879 --> 00:10:43,849
 کلِ فلسفه‌ی کار ما تقریباً همینه، مگه نه؟

241
00:10:44,865 --> 00:10:47,031
تحلیل رفتار

242
00:10:47,273 --> 00:10:48,293
‫- درسته
‫- آره

243
00:10:48,318 --> 00:10:50,687
‫- پروفایلش رو که داریم
‫- آره داریم

244
00:10:50,712 --> 00:10:52,247
‫پروفایلش رو داریم، ‫ولی نمی‌دونیم

245
00:10:52,272 --> 00:10:53,684
‫اون شخصیت چطوری شکل گرفته

246
00:10:53,951 --> 00:10:55,886
‫برای همینه که نشستیم ‫پای حرفای "دی‌سالوو"

247
00:10:55,911 --> 00:10:57,246
‫و "کمپر" و "باندی"

248
00:10:57,271 --> 00:10:58,993
‫و برای همینه که‫ داریم با وویت حرف می‌زنیم،

249
00:10:59,018 --> 00:11:02,440
‫تا بتونیم بفهمیم چطوری
لی دووال" تبدیل شد به الیاس وویت"

250
00:11:03,020 --> 00:11:04,320
‫و بعدش شد سیکاریوس

251
00:11:04,345 --> 00:11:05,440
‫بسیارخب

252
00:11:05,677 --> 00:11:07,664
‫پس، فکر می‌کنی ممکنه یه روز بتونیم

253
00:11:07,689 --> 00:11:11,658
‫یه الگوی پنهان پیدا کنیم
‫که بین همه قاتلای سریالی مشترک باشه؟

254
00:11:11,683 --> 00:11:13,173
‫آره، گیرِ کار همونجاست

255
00:11:13,198 --> 00:11:15,782
‫با اینکه آرزومه ‫یه روزی بتونم

256
00:11:15,807 --> 00:11:19,077
‫اون، نظریه‌ی واحدِ
مربوط به روانی‌ها رو کشف کنم

257
00:11:19,102 --> 00:11:21,071
ولی ‫ممکنه یه امید واهی باشه

258
00:11:21,489 --> 00:11:24,169
‫همیشه یه‌سری هستن ‫که با بقیه فرق دارن

259
00:11:24,654 --> 00:11:28,313
‫مثل وویت‫، شاید اونا منحصربه‌فرد باشن

260
00:11:28,811 --> 00:11:32,223
‫هرکدوم برای خودشون یه روانیِ خاص هستن

261
00:11:37,009 --> 00:11:42,481
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

262
00:11:43,382 --> 00:11:45,484
‫نباید یکی از مال شما رو ‫قرض بگیریم؟

263
00:11:45,509 --> 00:11:46,635
‫اوکی، خوبه

264
00:11:47,008 --> 00:11:48,909
رئیس واحد، پرنتیس
...می‌خوام شما رو معرفی کنم به

265
00:11:48,934 --> 00:11:51,554
‫دادستان منطقه‌ی دورهام، ‫اموری جوی

266
00:11:51,579 --> 00:11:53,472
‫- از آشنایی‌تون خوشبختم
‫- منم همین‌طور

267
00:11:53,986 --> 00:11:57,256
گزارش ان‌سی‌بی‌آی رو بررسی کردم

268
00:11:57,586 --> 00:12:00,230
جواب پزشکی قانونی
 پرونده‌ی هابرلین هنوز نیومده؟

269
00:12:00,255 --> 00:12:01,919
‫آزمایشگاهمون هنوز داره روش کار می‌کنه

270
00:12:01,944 --> 00:12:04,513
‫دی‌ان‌ای دیگه‌ای ‫از ماشین کلیا

271
00:12:04,538 --> 00:12:06,460
‫- یا جسد ایوری پیدا شد؟
‫- نه

272
00:12:06,485 --> 00:12:08,599
‫پس، هیچ ‫مدرک فیزیکی‌ای ندارین

273
00:12:08,624 --> 00:12:10,470
‫که الیاس وویت رو ‫به این پرونده ربط بده؟

274
00:12:10,901 --> 00:12:13,076
‫من مدرکی دارم
‫که یه‌سری سؤال ایجاد می‌کنه

275
00:12:13,101 --> 00:12:14,608
‫که فقط وویت می‌تونه جوابشون رو بده

276
00:12:14,633 --> 00:12:17,413
‫فکر کنم، با هم ‫بتونیم ‫ازش اعتراف بگیریم

277
00:12:17,438 --> 00:12:20,518
‫ولی اگه وویت واقعاً
‫این مادر و دختر رو کشته،

278
00:12:21,035 --> 00:12:23,204
‫چرا تا الان بهمون نگفته؟

279
00:12:23,229 --> 00:12:26,788
‫یعنی، چیِ ‫این جنایت باعث میشه نخواد

280
00:12:26,813 --> 00:12:28,296
‫مسئولیتش رو گردن بگیره؟

281
00:12:28,321 --> 00:12:31,377
‫خب، اگه بخوام ‫بهش خوش‌بینانه نگاه کنم

282
00:12:31,873 --> 00:12:33,873
‫به این وویتِ ‫به‌اصطلاح اصلاح‌شده

283
00:12:33,898 --> 00:12:35,295
‫که این‌قدر ازش می‌شنوم،

284
00:12:35,320 --> 00:12:37,588
‫احتمالاً به خاطر شرمیه ‫که الان حس می‌کنه

285
00:12:37,613 --> 00:12:39,224
‫برای گرفتن جون یه بچه

286
00:12:39,640 --> 00:12:41,422
‫بچه‌ها تو الگوی قربانی‌هاش ‫جا نمی‌گیرن

287
00:12:41,447 --> 00:12:42,971
‫درسته، ولی در هر صورت،

288
00:12:42,996 --> 00:12:45,376
‫بر اساس تجربه ‫حرفه‌ایِ من،

289
00:12:45,401 --> 00:12:48,043
‫می‌تونم بگم وویت داره سعی می‌کنه مطمئن شه

290
00:12:48,068 --> 00:12:51,437
‫که همیشه یه قدم از ‫مجازات اعدام جلوتره

291
00:12:51,462 --> 00:12:54,205
اون رسماً ‫به حبس ابد محکوم شده
 ‫- همین‌طوره

292
00:12:54,567 --> 00:12:57,722
‫ولی من از طرف ایالت
‫کارولینای شمالی حرف می‌زنم،

293
00:12:57,747 --> 00:12:59,282
‫که می‌خواد شخصِ وویت

294
00:12:59,307 --> 00:13:01,249
‫بالاترین تاوان رو ‫برای جنایاتش پس بده

295
00:13:01,274 --> 00:13:05,675
‫پس، فکر می‌کنین
 با پنهون کردن ‫آمار دقیقِ ‫تعداد قتل‌هاش،

296
00:13:05,700 --> 00:13:07,435
‫وویت یه برگ برنده تو آستینش نگه می‌داره‫

297
00:13:07,460 --> 00:13:10,929
قطعاً سخته ‫اعدامش کنیم
 اگه معنیش این باشه ‫که ممکنه حتی

298
00:13:10,954 --> 00:13:13,223
یه ‫قربانی گمشده رو هم نادیده بگیریم

299
00:13:15,012 --> 00:13:17,799
‫کنار اومدن
 با این قضیه ‫برای خانواده‌ها سخته،

300
00:13:18,604 --> 00:13:20,768
‫و سخته کلمه‌ای پیدا کنی
‫که باهاش بهشون بگی

301
00:13:34,554 --> 00:13:36,455
‫یه لحظه صبرکن

302
00:13:36,480 --> 00:13:38,372
‫داری این سلول رو بررسی می‌کنی

303
00:13:38,705 --> 00:13:40,319
‫تک‌تک نگهبان‌ها، تک‌تک درها،

304
00:13:40,344 --> 00:13:41,777
‫هر نقطه‌ضعفی رو

305
00:13:44,410 --> 00:13:46,747
‫- من هیچ‌وقت یادش نمی‌گیرم
‫- اوه، این‌طوری نگو

306
00:13:46,772 --> 00:13:48,700
‫بالاخره همه باید از یه جایی ‫شروع کنن، باشه؟

307
00:13:48,725 --> 00:13:49,824
‫فقط باید تمرین کنی

308
00:13:50,321 --> 00:13:51,437
‫ ذهنت رو آزاد کن

309
00:13:54,128 --> 00:13:55,209
‫ایول!

310
00:13:55,356 --> 00:13:56,736
‫هی، آفرین دختر

311
00:13:58,913 --> 00:14:00,205
داری نقشه می‌کشی

312
00:14:00,230 --> 00:14:01,596
واسه به دست آوردن فرصتی

313
00:14:01,827 --> 00:14:03,219
که فرار کنی

314
00:14:07,305 --> 00:14:12,644
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...
کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub

315
00:14:36,073 --> 00:14:37,822
‫امروز کلی نامه از طرفدارهات داشتی

316
00:14:46,759 --> 00:14:48,319
‫11 ثانیه

317
00:14:48,344 --> 00:14:50,905
لعنتی ‫هر بارِ همینه

318
00:14:51,445 --> 00:14:54,135
این یعنی یه الگوی تمام عیار از ثبات

319
00:14:54,421 --> 00:14:56,374
‫نگهبانای زندان
‫فقط واسه حقوقشون کار می‌كنن

320
00:14:56,399 --> 00:14:58,097
‫هر روز ‫کارت می‌زنن میان و میرن

321
00:14:58,122 --> 00:14:59,624
تو روزمرگیِ خودشون غرق می‌شن

322
00:14:59,929 --> 00:15:02,555
‫اوه، شاید بتونی چندتاشون رو
‫از این فلاکت خلاص کنی

323
00:15:02,580 --> 00:15:04,780
‫وقتی که خواستی از این خراب‌شده ‫بزنی به چاک

324
00:15:04,805 --> 00:15:06,613
‫من جایی نمی‌رم

325
00:15:07,210 --> 00:15:08,280
‫هنوز نه

326
00:15:08,822 --> 00:15:10,010
‫کجا برم؟

327
00:15:10,433 --> 00:15:11,820
‫هر چیزی به وقتش

328
00:15:12,203 --> 00:15:14,838
‫بهت که گفتم، ‫جای من همین‌جاست

329
00:15:22,473 --> 00:15:24,557
‫یکی دیگه از اعضای خانواده
‫می‌خواد بیاد باهام حرف بزنه

330
00:15:24,582 --> 00:15:25,749
‫معلومه

331
00:15:26,771 --> 00:15:28,448
‫همه‌شون می‌گن دنبال آرامش‌ان

332
00:15:29,639 --> 00:15:32,723
می‌خوان برای یه کارِ پوچ و بی‌معنی
 منطق بتراشن

333
00:15:33,149 --> 00:15:35,024
‫بچه‌ت که تو آب غرق میشه،

334
00:15:35,049 --> 00:15:36,560
‫نمی‌تونی از آب بپرسی:

335
00:15:36,585 --> 00:15:38,648
آخه لعنتی، ‫به چی فکر می‌کردی؟

336
00:15:38,673 --> 00:15:41,440
‫نه، بحث آرامش نیست، بحث ‫گناه و عذابه

337
00:15:41,465 --> 00:15:43,148
بحثِ تقاصه، به همون دلیلی که

338
00:15:43,173 --> 00:15:44,675
دارم خودمو با این کار عذاب می‌دم

339
00:15:45,101 --> 00:15:46,711
‫این‌قدر خودت رو تحویل نگیر

340
00:15:47,075 --> 00:15:49,894
واسه تو، این فقط تجدید خاطراته

341
00:16:04,295 --> 00:16:06,280
‫درخواست شده که ‫حضور پیدا کنی

342
00:16:13,760 --> 00:16:16,099
‫می‌فهمم که چرا
‫دادستان جوی اینجاست،

343
00:16:16,124 --> 00:16:17,759
ولی قراره بدجوری تو ذوقش بخوره

344
00:16:17,784 --> 00:16:18,800
‫موافقم‫

345
00:16:19,395 --> 00:16:20,656
وویت همه‌چیز رو بهمون گفته

346
00:16:20,681 --> 00:16:22,346
‫یعنی، چند هفته‌ست
‫دارم باهاش حرف می‌زنم

347
00:16:22,371 --> 00:16:23,597
برام ‫مثل یه کتاب باز بوده

348
00:16:23,622 --> 00:16:24,965
‫ولی قضیه هابرلین چی؟

349
00:16:24,990 --> 00:16:28,015
‫هیچ‌وقت نتونستیم مستقلاً ‫تأیید کنیم
که وویت چند نفر رو تنهایی دفن کرده

350
00:16:28,040 --> 00:16:31,013
‫و خیلی دقیق بود که
‫به کی کیت ابزار قتل می‌داد

351
00:16:31,038 --> 00:16:33,847
‫الیاس، ایشون دادستان ‫منطقه‌ی دورهام هستن

352
00:16:33,872 --> 00:16:34,993
‫جوی

353
00:16:35,018 --> 00:16:36,380
‫اموری جوی

354
00:16:36,976 --> 00:16:38,226
‫خوب تحقیق کردی

355
00:16:38,944 --> 00:16:40,415
...‫نه، چهره‌ت

356
00:16:41,459 --> 00:16:43,273
‫برام آشناست. وقتی معاون بودی ‫دیدمت

357
00:16:43,298 --> 00:16:44,232
‫جدی؟

358
00:16:44,257 --> 00:16:46,783
‫زمانی که تو ‫و عموت بیرون بودین
 و جنازه‌ها رو چال می‌کردین؟

359
00:16:46,808 --> 00:16:47,902
‫‫ آره، درسته

360
00:16:47,927 --> 00:16:51,142
‫انگار دادستان جوی ‫‫
با حماسه سیکاریوس خرده‌حساب قدیمی داره

361
00:16:51,615 --> 00:16:54,284
‫پس، وویت می‌دونه که این قضیه شخصیه

362
00:16:54,598 --> 00:16:56,332
‫فکر می‌کنی وویت تفاوت بین

363
00:16:56,357 --> 00:16:58,608
‫حوزه قضایی ایالتی و فدرال رو ‫می‌دونه؟

364
00:16:58,918 --> 00:17:00,985
‫منظورت اینه که
می‌فهمه داره خودشو ‫در معرض

365
00:17:01,010 --> 00:17:04,010
‫یه جرم مستوجب اعدام ‫در کارولینای
شمالی قرار میده ‫جایی که می‌خوان بکشنش؟

366
00:17:04,035 --> 00:17:05,164
‫معلومه که می‌دونه

367
00:17:05,597 --> 00:17:07,041
‫فکر می‌کنی من چیکار کردم؟

368
00:17:07,410 --> 00:17:08,548
‫کلیا برک

369
00:17:09,269 --> 00:17:11,304
‫همسر، مادر

370
00:17:11,746 --> 00:17:13,394
‫به‌عنوان تحلیل‌گر سهام

371
00:17:13,419 --> 00:17:14,822
‫در فرایرز تاون کار می‌کرد

372
00:17:14,847 --> 00:17:18,174
‫دفترش مرکز شهر ‫در
خیابان دوم بود ‫باید بشناسیش

373
00:17:21,371 --> 00:17:22,927
‫فکر می‌کنی داره جوی رو سر کار می‌ذاره؟

374
00:17:22,952 --> 00:17:24,559
‫داره همه‌مون رو سر کار می‌ذاره

375
00:17:24,584 --> 00:17:26,196
‫سؤال اینجاست که چرا‫

376
00:17:26,221 --> 00:17:28,555
در 5 نوامبر ‫2022، یه متجاوز

377
00:17:28,580 --> 00:17:33,040
‫تونسته وارد ‫خونه کلیا بشه ‫با غیرفعال
کردنِ ‫سیستم هشدارش از راه دورِ

378
00:17:33,544 --> 00:17:34,918
یه درگیری هم رخ داده

379
00:17:36,047 --> 00:17:38,377
‫بعد از اون
 تنها چیزی که می‌دونیم اینه که کلیا

380
00:17:38,402 --> 00:17:40,928
‫و دخترش ایوری
‫با ماشین خودش دزدیده شدن

381
00:17:40,953 --> 00:17:43,828
‫24 ساعت طول کشید ‫تا
کسی بفهمه ‫که ناپدید شدن،

382
00:17:44,125 --> 00:17:47,170
‫برای چهار سال ‫دور خودمون
می‌چرخیدیم، هیچی دستمون نبود

383
00:17:47,204 --> 00:17:50,654
تا دیروز که
ماشینِ کالیا توی "یاسپر کریک" پیدا شد

384
00:17:50,679 --> 00:17:53,082
‫چی...
‫از این بابت مطمئنی؟

385
00:17:53,107 --> 00:17:55,669
‫چون یاسپر کریک
‫اساساً یه منطقه باتلاقیه

386
00:17:56,005 --> 00:17:57,473
‫خب، دیگه نیست، الیاس

387
00:17:58,253 --> 00:18:00,775
‫جسد ایوری ‫داخل صندوق عقب برک بود،

388
00:18:01,133 --> 00:18:03,499
‫هنوز همون لباس خوابی رو داشت
‫که شب دزدیده شدنش تنش بود

389
00:18:04,002 --> 00:18:05,866
‫پزشکی قانونی گفت ‫گردنش شکسته بوده

390
00:18:05,891 --> 00:18:07,409
‫و 50 متر دورتر،

391
00:18:07,434 --> 00:18:10,965
مأمورها ‫یه کیت ابزار خالیِ هابرلین پیدا کردن

392
00:18:10,990 --> 00:18:12,792
‫به ایوری نیازی نداشتی، پس...

393
00:18:13,170 --> 00:18:14,987
‫زود از شرش خلاص شدی که زجر نکشه

394
00:18:15,012 --> 00:18:18,055
‫ولی کلیا...
‫شرط می‌بندم برای اون وقت گذاشتی

395
00:18:18,480 --> 00:18:20,224
‫و خدا می‌دونه باهاش چیکار کردی

396
00:18:20,249 --> 00:18:21,342
واو

397
00:18:22,800 --> 00:18:25,937
‫یه بخش حیاتی از روش کارم رو
‫فراموش کردی، دادستان

398
00:18:27,051 --> 00:18:28,566
‫جسد نباشه، جرمی هم نیست

399
00:18:29,247 --> 00:18:31,316
‫برای همینه که تمام قربانی‌هام رو

400
00:18:31,341 --> 00:18:33,263
‫ تو کانتینرهای حمل‌ونقل دفن می‌کردم‫

401
00:18:33,288 --> 00:18:36,970
 که یکیشون ‫اوایل سال 2022
 تو یاکیما، ‫واشینگتن پیدا شد

402
00:18:37,243 --> 00:18:38,524
‫اون یکی رو هم خودت منفجر کردی

403
00:18:38,554 --> 00:18:40,022
‫درست قبل از اینکه ‫عموت رو بکشی

404
00:18:40,047 --> 00:18:42,147
‫پس، دیگه جایی برای مهمون جدید نبود

405
00:18:42,942 --> 00:18:43,965
‫هوم

406
00:18:44,312 --> 00:18:45,648
‫سایروس رو مسموم کردی

407
00:18:46,126 --> 00:18:47,577
پلیس‌ها هم سایه به سایه‌ت بودن

408
00:18:47,602 --> 00:18:49,826
‫باید برمی‌گشتی خونه پیش خانواده‌ت ‫تو سیاتل

409
00:18:49,851 --> 00:18:52,229
‫ با این حال، اون اعتیادت ‫هنوز باهات بود

410
00:18:53,268 --> 00:18:54,367
‫توی خون‌ته

411
00:18:55,748 --> 00:18:58,483
‫یعنی وقتی کارت تموم شد،
‫مجبور شدی فی‌البداهه عمل کنی،

412
00:18:58,508 --> 00:19:01,194
‫و اگه تغییرات اقلیمی نبود،
‫هنوز می‌تونستی بگی

413
00:19:01,219 --> 00:19:03,332
جسد نباشه، جرمی هم نیست

414
00:19:05,753 --> 00:19:08,691
‫به نظر میاد وویت ‫به‌شدت غرق
در ‫عکس‌های صحنه جرم شده

415
00:19:08,716 --> 00:19:10,595
‫از وویت بعیده ‫که بخواد لفتش بده

416
00:19:10,620 --> 00:19:11,746
‫می‌دونم

417
00:19:12,062 --> 00:19:13,934
‫شنیدم یه فصل تازه تو زندگیت ‫شروع کردی

418
00:19:14,496 --> 00:19:15,800
‫اون زنه کجاست؟

419
00:19:17,330 --> 00:19:19,092
‫الیاس، چیزی می‌دونی؟

420
00:19:22,499 --> 00:19:23,925
‫بهت نشون می‌دم کجاست

421
00:19:30,884 --> 00:19:32,194
‫اوه، نه، نه، نه، نه

422
00:19:35,025 --> 00:19:36,510
‫اگه جسدش رو می‌خوای،

423
00:19:37,312 --> 00:19:38,834
‫باید خودم ببرمت اونجا

424
00:19:50,770 --> 00:19:52,840
‫- ببخشید دیر رسیدیم
‫- آتش‌بازی رو از دست دادیم

425
00:19:52,865 --> 00:19:54,224
‫نمایش هنوز تموم نشده

426
00:19:54,249 --> 00:19:55,648
‫ امیلی، ‫طبق دستورت،

427
00:19:55,673 --> 00:19:58,991
‫اینم کلِ ‫تاریخچه غم‌انگیزِ...

428
00:19:59,016 --> 00:20:02,307
‫کلیا و ایوری برک

429
00:20:02,773 --> 00:20:06,910
خب، ان‌سی‌بی‌آی تا حالا
 وویت یا شبکه‌ش رو زیر نظر نداشته

430
00:20:06,935 --> 00:20:10,933
‫و در شروعِ ‫این تحقیقات، همه‌چیز
شبیه به ‫پرونده لیسی پیترسون بود

431
00:20:10,958 --> 00:20:12,126
‫درسته، 2002،

432
00:20:12,151 --> 00:20:13,879
‫مودستو، کالیفرنیا،
‫زنی به قتل رسید...

433
00:20:13,904 --> 00:20:16,131
‫- زنِ بارداری به قتل رسید
‫- توسط شوهرِ خیانتکارش

434
00:20:16,156 --> 00:20:19,178
‫و خب، طبیعتاً اینجا ‫همه‌چیز
‫به شوهر خیانتکارِ ‫کلیا ختم شده

435
00:20:19,203 --> 00:20:20,595
‫آره، یعنی همون تریستان برک

436
00:20:20,978 --> 00:20:23,347
‫اون به زنش و خواهرزنش ‫گفته بود

437
00:20:23,372 --> 00:20:25,226
‫که مادرش زمین خورده ‫و بیمارستانه

438
00:20:25,251 --> 00:20:28,621
‫در واقع این فقط یه بهونه بوده،
‫چون می‌خواسته بره با یکی از

439
00:20:28,646 --> 00:20:30,174
‫معشوقه‌هاش خوش بگذرونه

440
00:20:30,199 --> 00:20:33,107
‫با توجه به شرایط، ‫منظورم اینه
که تریستان ‫هنوزم گزینه اصلی‌مونه

441
00:20:33,132 --> 00:20:35,421
‫آره، ولی نباید ‫کیت قتل رو نادیده بگیریم

442
00:20:35,446 --> 00:20:36,733
‫کاملاً باهات موافقم

443
00:20:37,329 --> 00:20:41,594
درضمن ‫باید به ‫ارتباطات دیجیتالی
تریستان ‫دسترسی پیدا کنیم تا ببینیم

444
00:20:41,619 --> 00:20:43,612
‫که اصلاً ‫با وویت در تماس بوده یا نه

445
00:20:43,637 --> 00:20:44,900
‫صبرکن، یه لحظه وایسا

446
00:20:44,925 --> 00:20:47,027
‫موافقم که ‫پرونده هابرلین مشکوکه،

447
00:20:47,052 --> 00:20:49,466
‫ولی ما وویت رو می‌شناسیم
‫و این کارِ اون نیست

448
00:20:49,491 --> 00:20:50,856
‫به خاطرِ روان‌شناسیِ قربانی‌ها؟

449
00:20:50,881 --> 00:20:51,982
‫همه چیزش

450
00:20:52,007 --> 00:20:53,379
‫خیلی احساسی و شخصیه

451
00:20:53,404 --> 00:20:54,431
شخصی؟

452
00:20:54,749 --> 00:20:58,653
‫قتل‌ کلیا و ایوری ‫جنایت‌های ناشی از
خشم و احساساته، ‫نه روان‌پریشی

453
00:20:58,678 --> 00:21:01,520
‫پس، چرا وویت ‫اصرار داره
خودشو ‫وارد این ماجرا کنه؟

454
00:21:01,545 --> 00:21:02,813
‫شرط می‌بندم

455
00:21:02,838 --> 00:21:04,745
‫که دنبال یه فرصت واسه فراره

456
00:21:04,770 --> 00:21:07,206
‫بی‌خیال، همچین چیزی هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته

457
00:21:07,231 --> 00:21:09,341
‫با تمام احترامی که برای ‫پلیس محلی قائلم،

458
00:21:09,366 --> 00:21:11,259
‫وویت ممکنه یه راه نفوذ پیدا کنه

459
00:21:11,284 --> 00:21:13,426
‫این قضیه اونو موقتاً

460
00:21:13,451 --> 00:21:16,204
‫ولی به‌طور کامل
‫تحت بازداشت دادستان جوی قرار میده

461
00:21:16,565 --> 00:21:18,454
‫دیو، جی‌جی، تایلر، باید مطمئن شیم

462
00:21:18,479 --> 00:21:20,972
‫وویت حینِ ‫این سفر تفریحیِ کوچیکش
‫از دستمون فرار نکنه

463
00:21:20,997 --> 00:21:22,137
‫تارا، لوک،

464
00:21:22,162 --> 00:21:24,818
‫تریستان برک رو برای بازجویی بیارین،
‫و یه پروفایل ازش تهیه کنین

465
00:21:24,843 --> 00:21:28,271
‫پنلوپه، نیاز داریم که
‫دوباره ارتباطات وویت رو زیر و رو کنی

466
00:21:28,296 --> 00:21:30,135
‫ممکنه چیزی رو از قلم انداخته باشیم؟

467
00:21:30,160 --> 00:21:31,996
‫امکان نداره که چیزی رو جا انداخته باشیم...

468
00:21:33,579 --> 00:21:35,426
خب، باشه، چشم

469
00:21:37,285 --> 00:21:42,379
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

470
00:21:42,589 --> 00:21:43,932
‫یه چیز معلومه

471
00:21:43,957 --> 00:21:46,179
‫خوبه که قراره ‫یه هوایی تازه کنیم

472
00:21:46,204 --> 00:21:47,516
‫برو گم شو

473
00:21:47,899 --> 00:21:50,340
‫بهتره بی‌خیال گذشته بشی

474
00:21:51,267 --> 00:21:52,545
‫انتخاب دیگه‌ای ندارم

475
00:21:55,086 --> 00:21:57,183
‫همیشه حق انتخابی هست

476
00:21:58,195 --> 00:21:59,474
‫فقط تنهام بذار

477
00:22:00,412 --> 00:22:02,175
‫فقط دارم قهوه می‌گیرم

478
00:22:03,348 --> 00:22:05,264
‫هرچند، باید بگم،

479
00:22:05,764 --> 00:22:07,580
‫تا ‌اندازه‌ای به حرفت فکر کردم

480
00:22:07,605 --> 00:22:09,171
‫که شاید...

481
00:22:10,516 --> 00:22:14,090
‫آه، ولی هر دومون می‌دونیم
 که داری بقیه رو سر کار می‌ذاری

482
00:22:14,115 --> 00:22:15,167
‫این‌طور نیست

483
00:22:15,477 --> 00:22:16,762
‫کلیا و خانواده‌اش...

484
00:22:18,672 --> 00:22:20,026
‫ لایق اجرای عدالت‌ان

485
00:22:26,657 --> 00:22:27,984
‫اوه، داره میاد

486
00:22:28,009 --> 00:22:30,330
‫- اوناهاش
‫- ببخشید، آقای وویت

487
00:22:30,355 --> 00:22:33,013
‫وویت. قربانی‌های بیشتری هم وجود دارن؟

488
00:22:33,443 --> 00:22:34,822
‫کلیا رو تو کشتی؟

489
00:22:34,847 --> 00:22:35,922
‫تو، تو کثافت!

490
00:22:35,947 --> 00:22:37,974
‫دخترمو کشتی، لعنت بهت!

491
00:22:38,188 --> 00:22:40,774
‫آخ! نه. آخ!

492
00:22:40,799 --> 00:22:43,080
‫- نه! تحویلش بدین به من!
‫- با جسدش چیکار کردی؟

493
00:22:43,105 --> 00:22:44,240
‫تحویلش بدین به من!

494
00:22:44,265 --> 00:22:46,325
‫نشونت میدم ‫عدالت یعنی چی!

495
00:22:46,350 --> 00:22:48,374
آقا. آقا، آروم باشین، آقا

496
00:22:48,399 --> 00:22:50,296
‫چیزی نیست، همه چیز مرتبه

497
00:22:50,321 --> 00:22:51,833
‫چیزی نیست‫، درست میشه

498
00:22:51,858 --> 00:22:53,411
‫اون دختر کوچولوی منو گرفت

499
00:22:53,599 --> 00:22:54,633
‫می‌دونم

500
00:22:54,658 --> 00:22:55,970
‫می‌دونم، می‌دونم

501
00:22:59,609 --> 00:23:01,799
‫قراره درخواست حکم اعدام کنی؟

502
00:23:05,396 --> 00:23:06,973
‫نمی‌دونم ‫داشتم به چی فکر می‌کردم

503
00:23:08,069 --> 00:23:09,804
‫انگار قرار بود دستم رو به این یارو برسونم

504
00:23:09,829 --> 00:23:11,724
‫وقتی نصف ایالت خراب شده
دارن ازش محافظت می‌کنن؟

505
00:23:11,749 --> 00:23:14,685
‫- حال و روزتون قابل درکه
‫- خب، من فقط...

506
00:23:14,710 --> 00:23:16,243
‫خیلی گیج شدم، همین

507
00:23:16,752 --> 00:23:18,125
آخه تا همین دیروز

508
00:23:18,639 --> 00:23:20,808
‫همه می‌گفتن شوهرِ کلیا این کارو کرده

509
00:23:21,174 --> 00:23:23,751
‫و بعد ماشین کلیا رو پیدا کردن و...

510
00:23:30,715 --> 00:23:32,231
‫ایوری کوچولو رو پیدا کردن

511
00:23:34,976 --> 00:23:36,991
‫الان دارن به همه می‌گن که این...

512
00:23:38,176 --> 00:23:40,762
‫قاتل، سیکاریوس، مسئولشه؟

513
00:23:41,301 --> 00:23:42,394
‫می‌فهمم

514
00:23:43,083 --> 00:23:44,641
‫هضمش خیلی سخته

515
00:23:45,336 --> 00:23:47,113
‫خب، می‌دونی، اگه بخوام صادق باشم...

516
00:23:48,286 --> 00:23:50,621
‫ هیچ‌وقت دلم نمی‌خواست قبول کنم
‫که اون به قتل رسیده

517
00:23:50,941 --> 00:23:52,071
‫نه، نه، قربان

518
00:23:52,930 --> 00:23:56,435
‫می‌خواستم بهش بگن
‫پرونده افراد گمشده

519
00:23:57,017 --> 00:23:58,385
‫یا یه چیزی مثل آدم‌ربایی، چون...

520
00:23:59,051 --> 00:24:00,232
‫ هنوز امیدی هست

521
00:24:02,854 --> 00:24:03,934
‫امید به اینکه...

522
00:24:04,647 --> 00:24:06,741
‫اون و نوه‌م ‫به خونه برگردن

523
00:24:08,538 --> 00:24:09,616
‫زنده

524
00:24:11,507 --> 00:24:13,150
‫خانواده‌ت چطور با این قضیه کنار میان؟

525
00:24:13,439 --> 00:24:14,473
‫الان...

526
00:24:15,608 --> 00:24:17,245
‫انگار یه موهبت الهیه

527
00:24:17,857 --> 00:24:20,922
‫که همسرم...‫ به خاطر کووید فوت کرد

528
00:24:22,265 --> 00:24:23,725
‫ولی دخترم رایلی...

529
00:24:26,119 --> 00:24:29,389
‫خب، از وقتی کلیا رفت، ‫دیگه آدم سابق نشده

530
00:24:30,392 --> 00:24:31,991
‫ اون گفت می‌دونسته

531
00:24:32,016 --> 00:24:33,518
‫که تریستان ‫داشته خیانت می‌کرده،

532
00:24:33,543 --> 00:24:34,926
‫ولی چیزی نگفته، فکر کرده

533
00:24:35,571 --> 00:24:36,787
‫ به اون مربوط نمیشه

534
00:24:38,685 --> 00:24:40,442
‫وقتی نتونستن اونو به خاطر

535
00:24:40,982 --> 00:24:42,131
‫قتل‌ها حبس کنن،

536
00:24:43,441 --> 00:24:45,038
‫تنها کاری که از دستش برمی‌اومد

537
00:24:45,416 --> 00:24:47,181
‫این بود که مطمئن بشه ‫چیزی به اون نرسه

538
00:24:47,206 --> 00:24:49,275
‫که حقیقتاً متعلق به ‫اموال خانواده ما بوده

539
00:24:50,422 --> 00:24:53,521
‫فکر می‌کنی رایلی حاضر باشه
‫با ما صحبت کنه؟

540
00:24:53,546 --> 00:24:54,546
آره

541
00:24:55,341 --> 00:24:56,388
‫ آره، آره، قربان

542
00:24:56,413 --> 00:24:58,348
‫اون به هر شکلی بتونه کمک می‌کنه

543
00:24:58,944 --> 00:25:00,155
‫انگار هر بار

544
00:25:00,180 --> 00:25:02,583
‫آماده‌ست تا یه قدم ‫به سمت جلو برداره...

545
00:25:04,079 --> 00:25:05,316
...بدون خواهرش

546
00:25:07,681 --> 00:25:09,189
‫یه اتفاقی شبیه به این...

547
00:25:11,145 --> 00:25:12,862
دوباره اونو برمی‌گردونه وسط درد و رنج

548
00:25:22,791 --> 00:25:23,827
‫آقای برک،

549
00:25:24,125 --> 00:25:26,359
واقعاً ممنونیم ‫که داوطلبانه اومدی
‫تا با ما صحبت کنی

550
00:25:26,384 --> 00:25:27,900
‫من مأمور ویژه تارا لوئیس

551
00:25:28,192 --> 00:25:29,517
‫مأمور ویژه لوک لوِیز

552
00:25:29,873 --> 00:25:30,950
‫بشینید

553
00:25:31,322 --> 00:25:33,745
‫خب، می‌دونین، کل این ماجرا واقعاً

554
00:25:34,645 --> 00:25:36,733
‫به‌طرز باورنکردنی‌ غیرواقعی بود، نه؟

555
00:25:37,060 --> 00:25:39,081
‫منظورم اینه که چهار سال، سعی کردن

556
00:25:39,106 --> 00:25:41,708
منو ‫به خاطر کشتن همسر و دخترم ‫حبس کنن

557
00:25:42,110 --> 00:25:44,324
‫اینکه شما واقعاً حقیقت رو ‫کشف کردین، خب...

558
00:25:44,700 --> 00:25:45,731
‫خبر خوبیه

559
00:25:45,756 --> 00:25:48,247
 در واقع، ‫باید از دادستان جوی تشکر کنی

560
00:25:50,314 --> 00:25:51,521
‫دادستان جوی؟

561
00:25:51,546 --> 00:25:52,443
‫آره

562
00:25:52,675 --> 00:25:54,195
آره، ولی بعید می‌دونم

563
00:25:54,587 --> 00:25:56,646
‫اون یارو از روز اول ‫با من مشکل داشته

564
00:25:56,671 --> 00:25:58,773
‫رو ماشینم جی‌پی‌اس گذاشت،

565
00:25:58,798 --> 00:26:00,966
به دوست‌دخترِ سابقم شنود بست

566
00:26:00,991 --> 00:26:02,592
‫جدی‌جدی سعی داشت ‫برام پاپوش درست کنه

567
00:26:02,617 --> 00:26:04,853
‫امیدوار بودم منو آوردین اینجا چون دارین

568
00:26:04,878 --> 00:26:06,554
‫در مورد سوءرفتار این عوضی تحقیق می‌کنین

569
00:26:06,579 --> 00:26:07,746
‫باید درک کنی

570
00:26:07,771 --> 00:26:09,573
‫که چرا به عنوان مظنون ‫در نظر گرفته شدی

571
00:26:09,598 --> 00:26:11,278
‫درسته؟ منظورم اینه، شبی که

572
00:26:11,303 --> 00:26:13,344
‫کلیا و ایوری ناپدید شدن، شما...

573
00:26:13,369 --> 00:26:14,943
‫ببین، چی می‌خوای بگم؟

574
00:26:15,521 --> 00:26:16,822
‫که شوهرِ افتضاحی بودم؟

575
00:26:17,133 --> 00:26:18,105
‫خیلی‌خب

576
00:26:19,018 --> 00:26:21,996
‫درباره‌ی کثافت‌کاری‌هام دروغ گفتم، باشه؟
قبول، ‫گناهکارم

577
00:26:23,151 --> 00:26:25,082
‫اما این از من یه قاتلِ کوفتی نمی‌سازه

578
00:26:26,544 --> 00:26:28,146
‫خب، ما واقعاً اینجا چیکار می‌کنیم؟

579
00:26:28,949 --> 00:26:32,341
‫همسر و دخترت توسط ‫خواهرِ کلیا،
رایلی، ‫به عنوان گم شده گزارش شدن

580
00:26:32,697 --> 00:26:34,510
‫و بعد بیش از یک هفته طول کشید

581
00:26:34,535 --> 00:26:36,232
 با پلیس بازجویی پس بدی

582
00:26:36,257 --> 00:26:38,429
‫وقتی بالاخره این کارو کردی،
...‫ادعا کردی که همسرت

583
00:26:38,454 --> 00:26:39,587
‫نه، این بازی رو شروع نکن

584
00:26:39,612 --> 00:26:40,734
‫دخترت رو برداشته و ترکت کرده

585
00:26:40,759 --> 00:26:42,004
‫این حرف رو نزن، بیخیال

586
00:26:42,029 --> 00:26:43,779
‫درسته، و بعد هفت روز دیگه هم طول کشید

587
00:26:43,804 --> 00:26:45,184
‫تا اجازه بدی ‫خونه‌ت رو بگردن

588
00:26:45,209 --> 00:26:47,371
‫آره، جایی که 
رد خون رو ‫تو آشپزخونه‌م پیدا کردن

589
00:26:47,396 --> 00:26:49,565
‫خب، چی شد؟
من یه قاتل عوضی‌ام ‫و یه احمق؟

590
00:26:49,914 --> 00:26:51,148
ما همچین حرفی نزدیم

591
00:26:51,173 --> 00:26:52,707
‫آره، خب،
‫من می‌گم کارم اینجا تمومه

592
00:26:53,412 --> 00:26:54,546
‫نظرتون چیه؟

593
00:26:58,878 --> 00:27:02,469
‫می‌دونی، همه‌ شما پلیس‌ها
‫یه مشت عوضیِ شبیه هم هستین

594
00:27:03,456 --> 00:27:06,041
‫شما طرفتون رو گرفتین،
یه ‫قاتل زنجیره‌ای کثیف،

595
00:27:06,542 --> 00:27:08,252
‫و اومدین اینجا، هنوزم...

596
00:27:09,452 --> 00:27:11,723
‫ دارین سعی می‌کنین منو بندازین ‫تو قفس

597
00:27:13,390 --> 00:27:14,403
‫خیلی‌خب

598
00:27:46,162 --> 00:27:47,778
‫می‌خوای مطمئن شی ‫تیرِت به هدف می‌خوره؟

599
00:27:47,803 --> 00:27:49,043
‫آره، وسوسه‌م نکن

600
00:27:49,688 --> 00:27:51,635
‫- حالا بیخیال، بیا بریم‫
منو ببر پیشش‫

601
00:27:52,219 --> 00:27:53,450
‫یه لحظه بهم وقت بده

602
00:28:24,118 --> 00:28:25,853
‫الان فرار کردن ‫شاهکار می‌خواد

603
00:28:26,084 --> 00:28:28,493
‫آره، ولی ممکنه ‫قضیه این نباشه

604
00:28:33,000 --> 00:28:35,359
‫وویت. اون کجاست؟

605
00:28:35,758 --> 00:28:37,038
‫خیلی دور نیست

606
00:28:55,481 --> 00:28:56,580
‫وویت!

607
00:29:05,729 --> 00:29:06,696
‫وویت!

608
00:29:07,687 --> 00:29:08,694
‫وایسا!

609
00:29:10,782 --> 00:29:13,793
‫هی! بهت شلیک می‌کنیم

610
00:29:13,818 --> 00:29:15,553
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

611
00:29:17,329 --> 00:29:18,532
‫همینجا رو بکن

612
00:29:22,453 --> 00:29:24,030
‫بکَن، همینجا

613
00:29:29,996 --> 00:29:31,529
‫همسرم الان میاد پیشتون

614
00:29:31,939 --> 00:29:33,379
ببخشید یهویی مزاحم شدیم

615
00:29:33,851 --> 00:29:34,851
‫اه

616
00:29:36,062 --> 00:29:37,062
...شما

617
00:29:37,410 --> 00:29:39,004
‫ یه کاری دارین که باید انجام بدین، نه؟

618
00:29:46,424 --> 00:29:50,262
‫خب، قبلاً اینجا ‫توی اون دیوار
یه قفسه کتاب نبوده‫؟

619
00:29:50,911 --> 00:29:52,579
آره، از کجا می‌دونستی؟

620
00:29:52,604 --> 00:29:53,919
از رو ‫عکس‌های صحنه جرم؟

621
00:29:54,238 --> 00:29:56,852
‫- آره
ببخشید ‫که منتظرتون گذاشتم

622
00:29:56,877 --> 00:29:58,103
‫اصلاً مشکلی نیست

623
00:29:58,438 --> 00:30:01,156
‫معلومه چرا اف‌بی‌آی اینجاست،

624
00:30:01,591 --> 00:30:02,743
‫ولی باید بگم،

625
00:30:02,768 --> 00:30:04,736
‫کمی تعجب کردم که ‫اینقدر طول کشیده

626
00:30:04,761 --> 00:30:06,534
‫معمولاً باید از ما دعوت بشه،

627
00:30:06,559 --> 00:30:09,078
ولی در این مرحله
 داریم پیگیری می‌کنیم، چون متهم

628
00:30:09,103 --> 00:30:11,570
‫الیاس وویت، قربانی‌هایی ‫در سراسر کشور داره

629
00:30:11,595 --> 00:30:13,520
‫هوم. اه، وویت؟

630
00:30:14,146 --> 00:30:16,635
‫همون قاتلِ... سیکاریوس؟

631
00:30:16,660 --> 00:30:17,773
‫آره

632
00:30:17,798 --> 00:30:20,102
‫ اون خواهر من ‫و بچه‌ش رو کشته؟

633
00:30:20,479 --> 00:30:22,594
‫این همون چیزیه که اومدیم
‫جوابش رو پیدا کنیم

634
00:30:42,562 --> 00:30:43,586
‫بازش کن

635
00:30:49,846 --> 00:30:50,974
‫این کلیاست

636
00:30:51,380 --> 00:30:53,231
‫وویت دقیقاً می‌دونست
‫کجا باید پیداش کنه

637
00:31:02,257 --> 00:31:03,385
خبر ‫تازه الان به دستمون رسید،

638
00:31:03,410 --> 00:31:06,154
‫ بقایایی که وویت محلش رو مشخص کرد
در واقع متعلق به کلیا برک‌ئه

639
00:31:06,179 --> 00:31:08,870
‫با این حال، دی‌ان‌ایِ وویت روی جسد

640
00:31:08,895 --> 00:31:10,464
‫یا روی اون جعبه‌های پلاستیکی نیست

641
00:31:10,489 --> 00:31:12,503
‫- زیاد هم عجیب نیست
‫- اوه، پس دنبال سورپرایزی؟

642
00:31:12,528 --> 00:31:16,031
‫خب، حدس بزنین دی‌ان‌ایِ کی
‫همه جای اون جعبه‌ها پخش شده بود؟

643
00:31:16,056 --> 00:31:17,156
‫تریستان برک

644
00:31:17,181 --> 00:31:19,231
‫پس تریستان باید یه جورایی

645
00:31:19,256 --> 00:31:22,490
‫عضوِ لایه‌های بیرونیِ ‫شبکه سیکاریوس باشه

646
00:31:22,515 --> 00:31:25,021
‫- که ما به نحوی نادیده‌ش گرفتیم
‫- آروم باش، شیلا

647
00:31:25,046 --> 00:31:27,437
‫اون "به نحوی" یعنی کارِ منه
‫و منم هیچ‌چیز رو نادیده نمی‌گیرم

648
00:31:28,048 --> 00:31:30,690
‫من ردیابی‌های دیجیتال رو
 تا جای ممکن انجام دادم

649
00:31:30,715 --> 00:31:35,009
‫اونا رو با سیستم پیام‌رسانی دیجیتالی
‫که وویت به ما تحویل داد، تطبیق دادم

650
00:31:35,034 --> 00:31:36,503
‫در هیچ جا، هیچ زمان و هیچ موردی،

651
00:31:36,528 --> 00:31:38,397
‫تریستان با وویت تماس نگرفته

652
00:31:38,422 --> 00:31:40,023
‫- یا برعکس
‫- نمی‌فهمم

653
00:31:40,048 --> 00:31:41,275
‫اگه اونا با هم حرف نمی‌زدن،

654
00:31:41,300 --> 00:31:43,141
‫ ‫چطور دقیقاً می‌دونست
کجا باید جسد رو پیدا کنه؟

655
00:31:43,166 --> 00:31:45,486
‫بهتون می‌گم
‫دقیقاً چطور اون جسد رو پیدا کرد،

656
00:31:45,511 --> 00:31:48,286
‫و این هیچ ربطی به
‫همدستیِ اون در قتل نداره

657
00:31:48,311 --> 00:31:50,158
‫اون همون بازیِ روان‌شناسی‌ای رو کرد

658
00:31:50,183 --> 00:31:53,195
‫که منم قبلاً با همکار قدیمی‌م
جیسون گیدئون بازی می‌کردم

659
00:31:53,220 --> 00:31:54,574
"من همون قاتلِ ناشناسم"

660
00:31:54,599 --> 00:31:56,479
‫فکر می‌کنی پروفایلِ خودش رو ‫استنتاج کرد

661
00:31:56,504 --> 00:31:58,387
‫و خودش رو در نقشِ ضارب تصور کرد

662
00:31:58,412 --> 00:32:00,439
‫اون مجبور نبود
‫چیزی رو استنتاج کنه

663
00:32:00,464 --> 00:32:02,717
‫این به‌طور غریزی بهش الهام شد
‫چون خودش یه قاتل زنجیره‌ایه

664
00:32:02,742 --> 00:32:05,244
‫درسته، برای اون،
‫این مثل روشی بود که یه نوازنده

665
00:32:05,269 --> 00:32:08,410
‫می‌تونه به‌راحتی یه قطعه‌ی موسیقی
‫ناآشنا رو بگیره ‫و باهاش بنوازه

666
00:32:08,435 --> 00:32:11,250
‫به‌علاوه، اون محل دفن رو
‫مثل کفِ دستش می‌شناسه

667
00:32:11,275 --> 00:32:13,489
‫یعنی، با توجه به جنس خاک
 تنها یک جای منطقی وجود داره

668
00:32:13,514 --> 00:32:15,164
‫که می‌تونسته جسد رو اونجا دفن کنه

669
00:32:15,189 --> 00:32:17,088
‫این عجب شعبده‌بازیِ خفنیه

670
00:32:17,113 --> 00:32:18,895
‫- اصلاً شعبده‌بازی نیست
‫- ولی...

671
00:32:18,920 --> 00:32:20,688
‫وویت داره یه کلکی سوار می‌کنه

672
00:32:21,485 --> 00:32:23,354
اون دنبال فرصتی برای فرار نبود

673
00:32:23,379 --> 00:32:26,095
‫دلش می‌خواست
 از این پرونده‌ی راکد استفاده کنه

674
00:32:26,120 --> 00:32:29,371
‫تا بتونه در یک دادگاه ایالتی
‫محکوم بشه ‫و به اعدام برسه

675
00:32:29,655 --> 00:32:32,917
‫گزارش آزمایشگاه‌مون رو
‫درباره پرونده هابرلین گرفتیم،

676
00:32:32,942 --> 00:32:34,744
‫و اونا میگن که اون پرونده، ساختگی بوده

677
00:32:34,769 --> 00:32:36,635
‫- اونم در سال 2023
‫- این یعنی بعد از اینکه وویت

678
00:32:36,660 --> 00:32:39,042
‫- در بازداشت بوده
‫- آره، این برام اصلاً منطقی نیست

679
00:32:39,303 --> 00:32:41,861
‫اگه داری سعی می‌کنی برای وویت
 پاپوش درست کنی، منطقی میشه

680
00:32:41,886 --> 00:32:44,311
‫پاپوش؟
‫ اون لعنتی جسد رو پیدا کرد

681
00:32:44,336 --> 00:32:45,880
‫اوه، جی‌جی راست میگه

682
00:32:45,905 --> 00:32:47,974
‫و با تلاشِ وویت
 برای استفاده از این پرونده مختومه

683
00:32:47,999 --> 00:32:51,157
‫اون کار رو برای محکوم کردن قاتل اصلی
‫به‌شدت سخت‌تر می‌کنه

684
00:32:51,182 --> 00:32:52,666
‫صبرکن، شاید این همیشه

685
00:32:52,691 --> 00:32:54,605
‫بخشی از نقشه وویت ‫با تریستان برک بوده

686
00:32:54,630 --> 00:32:57,238
‫شاید بخشی از نقشه یه نفر دیگه باشه،

687
00:32:57,263 --> 00:32:59,626
‫- گارسیا، تریستان دستگیر شده؟
‫- اه، آره

688
00:32:59,651 --> 00:33:01,283
‫مارشال‌ها همین الان دستگیرش کردن و

689
00:33:01,308 --> 00:33:02,678
‫همین الان داره میاد پیشتون

690
00:33:02,703 --> 00:33:03,971
‫اوکی، بعداً باهات تماس می‌گیریم

691
00:33:03,996 --> 00:33:05,030
‫منتظر می‌مونیم

692
00:33:05,485 --> 00:33:06,686
‫باید وویت رو وادار کنیم

693
00:33:06,711 --> 00:33:08,647
‫که با این واقعیت روبرو بشه که اگه حقیقت رو نگه،

694
00:33:08,672 --> 00:33:10,273
‫قاتل واقعی از چنگ قانون فرار می‌کنه

695
00:33:10,298 --> 00:33:12,417
‫- بذار من باهاش حرف بزنم
‫- نه، جی‌جی، من حرف بزنم؟

696
00:33:32,375 --> 00:33:34,358
‫عجب نمایشِ خفنی بود امروز

697
00:33:36,767 --> 00:33:37,922
‫چرا اینجایی؟

698
00:33:39,180 --> 00:33:40,816
‫می‌دونم می‌خوای ‫ایالت کارولینای شمالی

699
00:33:40,841 --> 00:33:43,043
‫تو رو گناهکار بشناسه
‫و حکم اعدامت رو صادر کنه

700
00:33:43,399 --> 00:33:45,914
‫و قسم می‌خورم،
‫کاش قراره بود این کارو بکنن

701
00:33:46,410 --> 00:33:48,847
‫ولی مشکل اینجاست
 که این یعنی فرد یا افرادی که

702
00:33:48,872 --> 00:33:50,273
‫واقعاً مسئولِ

703
00:33:50,298 --> 00:33:52,243
‫کشتنِ کلیا و ایوری برک هستن،

704
00:33:52,582 --> 00:33:53,771
‫از عدالت فرار می‌کنن

705
00:33:53,796 --> 00:33:55,345
‫آره، تایلر، تو هیچی نمی‌فهمی

706
00:33:57,591 --> 00:33:59,403
‫جدی باش. تیمت اینو فهمیده

707
00:33:59,831 --> 00:34:01,700
‫اگه دست تو ‫و دادستان جوی بود،

708
00:34:01,725 --> 00:34:04,836
‫گزارش پرونده هابرلین دفن می‌شد و

709
00:34:05,375 --> 00:34:07,379
‫و تریستان برک و الیاس وویت

710
00:34:07,404 --> 00:34:10,555
‫به جرم توطئه برای قتل عمد ‫محاکمه می‌شدن

711
00:34:10,580 --> 00:34:13,717
‫هی، باید به پلیس‌های محلی
 دقیقاً بگی اینجا چه خبره

712
00:34:15,810 --> 00:34:18,913
‫متوجهی که اگه قبول نمی‌کردم
 که با این قضایا کنار بیام

713
00:34:18,938 --> 00:34:21,596
‫اون‌وقت جسد کلیا
هیچ‌وقت پیدا نمی‌شد، درسته؟

714
00:34:22,490 --> 00:34:24,570
...‫و هیچ‌کس

715
00:34:24,595 --> 00:34:26,710
‫هیچ‌وقت بابت مرگ اون ‫تاوان نمی‌داد، پس...

716
00:34:29,262 --> 00:34:31,819
‫-سیکاریوس مجازات شه بهتر از هیچیه
‫-می‌تونی اینو تغییر بدی

717
00:34:31,844 --> 00:34:33,411
‫آره، می‌تونی کارت رو انجام بدی

718
00:34:35,322 --> 00:34:37,098
‫می‌تونی سعی کنی ‫پرونده رو بخونی،

719
00:34:37,123 --> 00:34:39,592
‫چون هر چیزی که برای فهمیدنِ
 این ماجرا لازم داری، همین‌جاست

720
00:34:39,920 --> 00:34:41,420
‫ولی اگه نتونی...

721
00:34:41,834 --> 00:34:43,779
‫اگه نتونی از پسش بربیای...

722
00:34:44,868 --> 00:34:47,708
‫اون‌وقت سیکاریوس
‫به خاطر گناهان شما می‌میره

723
00:34:50,935 --> 00:34:51,990
‫به خدا قسم

724
00:34:53,603 --> 00:34:56,854
‫به محض اینکه این مسخره‌بازی تموم شه،
‫از دادستان جویِ بی‌عرضه

725
00:34:56,879 --> 00:34:59,326
‫و شما اف‌بی‌آیی‌های عوضی ‫شکایت می‌کنم
‫حالا ببین

726
00:35:00,524 --> 00:35:02,962
‫- خیلی‌خب
‫- آره، خب، برو ته صف

727
00:35:04,208 --> 00:35:05,586
‫این مسخره‌بازی واست خنده‌داره؟

728
00:35:05,611 --> 00:35:06,723
‫به من گوش کن

729
00:35:07,467 --> 00:35:09,325
‫اگه اون‌طوری حماقت نکرده بودی

730
00:35:09,350 --> 00:35:11,288
‫و به پلیس‌ها دروغ نگفته بودی، الان اینجا نبودیم

731
00:35:11,313 --> 00:35:12,777
‫دی‌ان‌ایِ لعنتی‌ت

732
00:35:12,802 --> 00:35:14,951
‫همه جای اون جعبه‌ها هست
 همون‌جا که جسد کلیا بوده

733
00:35:14,976 --> 00:35:16,740
‫آره، باشه، ‫چون اونا مالِ منه

734
00:35:16,765 --> 00:35:17,777
‫که چی؟

735
00:35:17,802 --> 00:35:19,337
‫من از اونا استفاده کردم تا وسایلم رو

736
00:35:19,362 --> 00:35:21,067
‫ببرم خونه‌ی کلیا، وقتی با هم ازدواج کردیم

737
00:35:21,092 --> 00:35:22,763
‫- اونا تو زیرزمین بودن
‫- که چی؟

738
00:35:22,788 --> 00:35:25,658
‫یعنی قاتل اونا رو همراه کلیا و ایوری دزدیده؟

739
00:35:25,683 --> 00:35:26,736
‫نمی‌دونم

740
00:35:27,334 --> 00:35:28,780
این‌طوری به نظر میاد، نه؟

741
00:35:30,765 --> 00:35:32,476
‫یه چیزی بهم بگو، تریستان

742
00:35:33,340 --> 00:35:34,353
‫چی؟

743
00:35:35,380 --> 00:35:36,968
‫چرا ازدواج کردی؟

744
00:35:42,173 --> 00:35:43,568
‫چون کلیا باردار شد

745
00:35:44,144 --> 00:35:45,602
‫و راستش رو بخوای،

746
00:35:46,588 --> 00:35:49,391
‫بهش گفتم که هزینه سقطش رو می‌دم،

747
00:35:49,416 --> 00:35:51,320
‫ولی اون اصلاً به حرفم گوش نداد

748
00:35:51,345 --> 00:35:52,353
‫معلومه

749
00:35:55,101 --> 00:35:56,605
‫و بعد مادرم فهمید

750
00:35:57,877 --> 00:35:59,208
‫مجبور شدم کار درست رو انجام بدم

751
00:36:00,774 --> 00:36:02,597
‫تو اصلاً نمی‌دونی چند بار

752
00:36:03,162 --> 00:36:05,720
‫واقعاً دعا کردم که آزاد باشم

753
00:36:07,395 --> 00:36:09,448
‫و این‌طوری دعاهات مستجاب شد

754
00:36:10,128 --> 00:36:11,158
‫نه

755
00:36:14,550 --> 00:36:16,267
‫ببین، می‌دونم که آدم خوبی نیستم...

756
00:36:17,702 --> 00:36:19,041
‫ولی به خدا قسم...

757
00:36:20,441 --> 00:36:21,927
‫آدم خیلی بدی هم نیستم

758
00:36:29,273 --> 00:36:30,330
راستشو بگم؟

759
00:36:31,029 --> 00:36:32,984
‫مطمئن نیستم دقیقاً دارم به چی نگاه می‌کنم

760
00:36:33,847 --> 00:36:35,482
...‫اگه فرض کنیم حرف قبلیت درست باشه

761
00:36:35,507 --> 00:36:37,893
‫اینکه این یه جنایت احساسی بوده
...نه یه جنایت روانی

762
00:36:37,918 --> 00:36:40,053
‫اون‌وقت این انگیزه
 هنوز مستقیماً متوجه تریستانه

763
00:36:40,078 --> 00:36:41,822
‫چون قاتلِ واقعی

764
00:36:41,847 --> 00:36:43,589
‫از همون اول روی همین حساب کرده بود

765
00:36:44,010 --> 00:36:47,179
‫خیلی‌خب، بیاید
بیشتر درباره این محلِ دفن فکر کنیم

766
00:36:47,512 --> 00:36:50,001
‫اونجا دورافتاده‌ست،
‫که یعنی هر کسی اونجا رو انتخاب کرده،

767
00:36:50,304 --> 00:36:52,606
‫باید ‫سال‌ها تجربه زیادی تو ‫اونجا داشته باشه

768
00:36:52,886 --> 00:36:54,553
‫کار تریستان نیست

769
00:36:54,578 --> 00:36:56,837
‫اون فقط وقتی با کلیا ازدواج کرده ‫اومد اینجا

770
00:36:56,862 --> 00:36:58,414
‫اون اهل طبیعت هم نیست

771
00:36:58,439 --> 00:37:02,407
‫پس، اگه جنایت احساسی بوده،
اون‌وقت قاتل واقعی

772
00:37:02,432 --> 00:37:04,803
‫باید کسی باشه که شناخت عمیقی
‫از یسپر کریک داشته باشه،

773
00:37:04,828 --> 00:37:08,771
‫و احتمالاً از نظر احساسی،
‫به همون اندازه‌ای به کلیا نزدیک باشه

774
00:37:08,796 --> 00:37:10,264
‫که شوهر خودش بوده

775
00:37:10,572 --> 00:37:12,960
‫این... این باید ‫یه عضو خانواده باشه

776
00:37:12,985 --> 00:37:13,919
‫عمراً

777
00:37:14,333 --> 00:37:16,828
‫بی‌خیال، ما دیدیم که ‫از
دست دادن کلیا ‫و دخترش

778
00:37:16,853 --> 00:37:18,620
‫چطور خانواده بازمانده‌ش رو ‫داغون کرده

779
00:37:18,645 --> 00:37:19,671
‫می‌دونم

780
00:37:19,696 --> 00:37:22,138
ولی باید ‫از گارسیا بخوایم
‫پیشینه‌شون رو بررسی کنه

781
00:37:29,403 --> 00:37:32,018
‫سلام، آقای فاوست. از اینکه تو این ساعت
 مزاحمت می‌شیم عذر می‌خوایم

782
00:37:32,043 --> 00:37:34,097
‫اه، نه، نه. لطفاً، بیاید تو

783
00:37:34,849 --> 00:37:36,305
‫رایلی اون پایینه

784
00:37:42,066 --> 00:37:43,600
‫دادستان جوی تماس گرفت

785
00:37:44,037 --> 00:37:45,302
‫خیلی متأسفیم

786
00:37:46,139 --> 00:37:48,184
‫خب، حداقل ‫داره برمی‌گرده خونه

787
00:37:49,310 --> 00:37:50,635
‫چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

788
00:37:50,660 --> 00:37:52,233
‫باید با جسی صحبت کنیم

789
00:37:52,529 --> 00:37:53,573
‫من؟

790
00:37:53,828 --> 00:37:54,897
‫برای چی؟

791
00:37:54,922 --> 00:37:56,373
‫شاید بهتر باشه با ما بیای

792
00:37:56,398 --> 00:37:57,437
‫جدی می‌گین؟

793
00:37:57,477 --> 00:37:59,548
‫- چه خبر شده؟
‫- هیچی نشده

794
00:38:04,395 --> 00:38:05,478
‫جسی

795
00:38:18,023 --> 00:38:19,225
تو ‫نمی‌فهمی!

796
00:38:19,644 --> 00:38:20,644
‫نه

797
00:38:21,496 --> 00:38:22,602
نمی‌فهمم

798
00:38:31,350 --> 00:38:32,646
‫جسی پول

799
00:38:32,671 --> 00:38:36,473
‫37 ساله، متولد و بزرگ شده‌ی
‫همین‌جا، فرایرز تاون

800
00:38:36,498 --> 00:38:39,760
‫نجار، ولی یه داوطلب قدیمی

801
00:38:39,785 --> 00:38:41,334
‫برای سازمان جنگل‌بانی

802
00:38:41,359 --> 00:38:44,236
‫وقت زیادی رو اطراف یسپر گذرونده

803
00:38:45,520 --> 00:38:46,954
‫اون چیزی نیست که فکر می‌کنین

804
00:38:47,906 --> 00:38:49,647
‫ما چی فکر می‌کنیم، جسی؟

805
00:38:50,303 --> 00:38:51,303
...من

806
00:38:52,271 --> 00:38:53,281
‫ نمی‌دونم

807
00:38:53,883 --> 00:38:54,958
‫چرا فرار کردی؟

808
00:38:56,076 --> 00:38:57,631
‫من... من...

809
00:38:57,904 --> 00:38:59,167
‫حق دارم وکیل داشته باشم

810
00:39:02,392 --> 00:39:04,174
‫آره. آره، داری

811
00:39:05,998 --> 00:39:07,329
‫باید همین‌جا منتظر بمونی

812
00:39:25,133 --> 00:39:26,532
‫نه. نه

813
00:39:27,904 --> 00:39:29,906
‫هی، این دیگه چه مسخره‌بازی‌ایه، ها؟

814
00:39:31,248 --> 00:39:33,417
‫نمی‌تونین منو با این روانی تنها بذارین

815
00:39:33,689 --> 00:39:34,799
‫صدامو می‌شنوین؟

816
00:39:35,131 --> 00:39:36,131
‫الو؟

817
00:39:36,156 --> 00:39:37,367
‫فکر می‌کنی این کار جواب میده؟

818
00:39:37,392 --> 00:39:39,301
‫- هی! چه غلطی می‌کنی؟
‫- خب،

819
00:39:39,326 --> 00:39:41,628
‫این دیوونه‌وارترین ایده‌ای نیست که
‫روسی تا حالا به سرش زده

820
00:39:41,653 --> 00:39:44,489
‫من وکیلم رو می‌خوام‫
!یه وکیل لعنتی برام جور کنین

821
00:39:48,231 --> 00:39:50,038
‫دادستان جوی،
‫باید باهات حرف بزنم

822
00:39:50,063 --> 00:39:51,521
‫خانم پول، ما درک می‌کنیم

823
00:39:51,546 --> 00:39:53,276
‫- که چقدر این موضوع...
‫- عمراً نمی‌تونی فکر کنی

824
00:39:53,301 --> 00:39:55,503
‫که شوهرم کوچک‌ترین ربطی
‫به قتل خواهرم داشته باشه

825
00:39:55,528 --> 00:39:56,542
‫اتفاقاً فکر می‌کنیم

826
00:39:57,074 --> 00:39:58,092
‫خواهش می‌کنم

827
00:40:02,971 --> 00:40:05,735
‫شوهرم آدم خوبیه

828
00:40:05,760 --> 00:40:07,626
‫ ببین، جسی حتی نمی‌تونه یه ‫مورچه رو بکشه

829
00:40:07,651 --> 00:40:10,221
‫حالا، اگه فکر نمی‌کنین ‫این شخصِ سیکاریوس

830
00:40:10,246 --> 00:40:12,392
‫گناهکاره، پس چرا دوباره
‫ به تریستان برک نگاه نمی‌کنین؟

831
00:40:12,417 --> 00:40:13,529
اوه، کردیم

832
00:40:13,554 --> 00:40:15,562
‫یه نفر سعی کرده
‫برای هر دوشون پاپوش درست کنه

833
00:40:15,587 --> 00:40:16,625
‫نه برای جسی

834
00:40:17,879 --> 00:40:19,907
‫- چرا؟
‫- آره، چرا؟

835
00:40:19,932 --> 00:40:22,001
‫سوال اصلی همینه

836
00:40:22,582 --> 00:40:23,953
‫درباره جسی، الان،

837
00:40:23,978 --> 00:40:27,849
‫ما دو ضلع از مثلث ‫محکومیت رو داریم:
‫فرصت و ابزار

838
00:40:27,874 --> 00:40:30,670
‫اما انگیزه‌ش چیه؟ چی به دست میاره

839
00:40:31,207 --> 00:40:32,763
‫از یه قتلِ دوگانه؟

840
00:40:32,788 --> 00:40:34,017
‫حقیقت اینه که،

841
00:40:34,042 --> 00:40:37,646
‫فقط دو انگیزه اصلی ‫برای قتل وجود داره:

842
00:40:37,891 --> 00:40:39,655
‫احساسات یا سود

843
00:40:39,680 --> 00:40:42,530
‫گاهی اوقات این دو تا
دست در دست هم پیش میرن، مثل اینجا

844
00:40:42,555 --> 00:40:45,924
‫چی؟ می‌خوای بگی
‫جسی توسط خواهرم طرد شده

845
00:40:45,949 --> 00:40:47,872
‫و نقشه داشته ‫منم بکشه؟

846
00:40:47,897 --> 00:40:50,833
‫خب، راستش،
‫شوهرت هیچ انگیزه‌ای نداره

847
00:40:51,229 --> 00:40:53,917
‫اون به طرز عجیبی ‫به تو وفادار بوده

848
00:40:53,942 --> 00:40:56,111
‫طی این سال‌ها، ‫با کارمون،

849
00:40:56,136 --> 00:40:58,062
‫ما دیدیم چطور خط باریک

850
00:40:58,087 --> 00:41:00,625
‫بین غم و گناه ‫اغلب محو میشه

851
00:41:00,977 --> 00:41:03,706
‫در حالی که به نظر میاد
قابل درکه که یه عضو خانواده

852
00:41:03,731 --> 00:41:07,302
‫سعی کنه یادگاری‌های متوفی رو
‫به حداقل برسونه،

853
00:41:07,557 --> 00:41:09,707
‫پروفایل یه عضو خانواده

854
00:41:09,732 --> 00:41:11,153
‫در سوگ،

855
00:41:11,178 --> 00:41:12,813
‫نشون میده که خیلی رایج‌تره

856
00:41:12,838 --> 00:41:14,740
‫که اونا هر کاری می‌کنن

857
00:41:14,765 --> 00:41:16,291
‫تا خاطراتِ

858
00:41:16,316 --> 00:41:18,874
‫عزیزِ از دست رفته‌شون رو حفظ کنن

859
00:41:18,899 --> 00:41:21,160
‫این خونه برای خواهرت ‫خیلی ارزشمند بوده

860
00:41:21,185 --> 00:41:24,764
‫اون خیلی از سلیقه‌های شخصی خودشو
‫بهش اضافه کرده بود، نه؟

861
00:41:24,789 --> 00:41:26,780
‫پس، برامون یه کمی عجیبه

862
00:41:27,076 --> 00:41:29,158
‫که لحظه‌ای که صاحبش شدی،

863
00:41:29,183 --> 00:41:31,304
‫هر اثری از اون رو پاک کردی

864
00:41:31,329 --> 00:41:33,660
‫از قفسه‌های ‫اتاق نشیمن

865
00:41:33,685 --> 00:41:36,209
‫تا کاشی‌های بین کابینتی آشپزخونه

866
00:41:36,234 --> 00:41:37,335
‫چطور جرأت می‌کنی؟

867
00:41:37,360 --> 00:41:39,062
‫می‌خوای... می‌خوای ‫به کجا برسی؟

868
00:41:39,672 --> 00:41:40,758
‫آقای فاوست،

869
00:41:40,783 --> 00:41:43,805
‫دلیلش رو می‌دونی که چرا همسرت

870
00:41:43,835 --> 00:41:46,604
‫خونه‌ی پدربزرگ و مادربزرگش رو ‫به کلیا داد،

871
00:41:46,629 --> 00:41:48,923
‫نه به هر دوی دختراتون؟

872
00:41:48,948 --> 00:41:50,601
‫خب... خب، ‫اون فقط یه...

873
00:41:51,930 --> 00:41:53,993
‫منظورم اینه، ‫هیچ معنیِ خاصی نداره

874
00:41:54,018 --> 00:41:56,198
‫«و در صورت ‫مرگ کلیا،

875
00:41:56,566 --> 00:41:58,936
‫خونه به ایوری ‫تعلق می‌گیره...»

876
00:41:58,961 --> 00:42:01,261
‫حالا یا حرفی که می‌خوای رو بزن
‫یا بهتره دهنت رو ببندی

877
00:42:01,286 --> 00:42:03,400
‫احساسات و سود، رایلی

878
00:42:05,268 --> 00:42:08,171
‫شوهرت اون اتاق پشتی
‫داره همه‌چیز رو اعتراف می‌کنه

879
00:42:08,196 --> 00:42:10,723
‫به ما بگو ‫که چی می‌خواد بگه

880
00:42:10,748 --> 00:42:14,346
‫اون کمکت کرد تا خواهرِ ‫خودت

881
00:42:14,371 --> 00:42:16,401
‫و خواهرزاده‌ی کوچولوی عزیزت رو بکشی

882
00:42:16,426 --> 00:42:17,592
‫نه، نه. نه

883
00:42:17,617 --> 00:42:19,443
‫تو و جسی ‫سعی کردین
برای تریستان پاپوش درست کنین

884
00:42:19,468 --> 00:42:21,885
‫و وقتی فهمیدی اون دروغ
‫قرار نیست کارساز باشه

885
00:42:21,910 --> 00:42:22,910
حدس می‌زنم

886
00:42:22,935 --> 00:42:24,349
‫تو کسی بودی که داشتی

887
00:42:24,374 --> 00:42:26,311
‫یه پادکست معروف گوش می‌دادی...

888
00:42:26,336 --> 00:42:28,905
‫فکر کردی شاید
یه پیچشِ جناییِ واقعی بتونه نجاتت بده

889
00:42:28,930 --> 00:42:31,183
‫به‌خاطر همینه که
پرونده هابرلین رو دست‌کاری کردی

890
00:42:38,694 --> 00:42:40,930
‫لعنتی...
‫پسرِه احمقِ حرومزاده!

891
00:42:40,955 --> 00:42:41,975
‫بس کن

892
00:42:42,000 --> 00:42:43,668
‫رایلی، بهشون بگو اشتباه می‌کنن

893
00:42:43,693 --> 00:42:46,687
‫- بهشون بگو اشتباه می‌کنن
‫- این اصلاً عادلانه نیست

894
00:42:47,889 --> 00:42:49,981
‫کلیا به هر چیزی که می‌خواست رسید

895
00:42:51,149 --> 00:42:52,150
‫رایلی

896
00:42:52,175 --> 00:42:53,453
‫همه‌چیز

897
00:42:54,498 --> 00:42:56,188
‫و برای من فقط خرده‌ریزها موند

898
00:42:57,327 --> 00:42:58,941
‫و وقتی مامان داشت می‌مُرد،

899
00:42:59,366 --> 00:43:01,232
‫من کثافت‌کاری‌هاش رو تمیز کردم

900
00:43:02,158 --> 00:43:03,119
‫و...

901
00:43:03,795 --> 00:43:06,530
‫در آخر، باز هم...

902
00:43:07,733 --> 00:43:09,054
‫اون کلیا رو انتخاب کرد...

903
00:43:10,849 --> 00:43:12,026
‫به جای من

904
00:43:12,480 --> 00:43:14,840
‫رایلی. نه...

905
00:43:21,439 --> 00:43:22,509
‫رایلی

906
00:43:23,340 --> 00:43:24,353
‫نه

907
00:43:27,784 --> 00:43:28,809
‫ممنونم

908
00:43:41,362 --> 00:43:42,979
‫«هر آنچه با خشم آغاز شود،

909
00:43:43,004 --> 00:43:44,638
‫با شرمساری به پایان می‌رسد»

910
00:43:45,067 --> 00:43:46,243
"بنجامین فرانکلین"

911
00:43:49,782 --> 00:43:50,909
‫چطوری، بچه؟

912
00:43:52,765 --> 00:43:53,829
بهتر از اینم بودم

913
00:43:55,406 --> 00:43:56,717
‫می‌خوای دربارش حرف بزنی؟

914
00:43:56,742 --> 00:43:59,363
‫راستش، انگار تنها کاری که می‌کنم
همینه که دارم درباره‌ش حرف می‌زنم

915
00:44:00,292 --> 00:44:01,295
‫چطور؟

916
00:44:01,804 --> 00:44:02,911
‫مشاوره

917
00:44:03,944 --> 00:44:06,516
‫می‌دونی، سال‌ها
‫بعد از اینکه آلیسون کشته شد،

918
00:44:06,831 --> 00:44:09,381
‫من فقط یه هدف داشتم

919
00:44:09,666 --> 00:44:12,055
‫پیدا کردن کسی که کشتش ‫و خلاص کردنش

920
00:44:12,871 --> 00:44:13,969
‫و بعد...

921
00:44:16,822 --> 00:44:18,770
‫زندگیم یهو این چرخشِ عجیب رو پیدا کرد

922
00:44:19,695 --> 00:44:21,046
‫و الان اینجام، ولی...

923
00:44:23,172 --> 00:44:24,370
‫گیج و سردرگمم

924
00:44:26,918 --> 00:44:28,572
‫چی باعث شده این حس رو داشته باشی؟
‫
925
00:44:28,597 --> 00:44:31,272
برای شروع، ‫حتی وویتِ لعنتی
‫هم از من تحلیل‌گرِ بهتریه

926
00:44:31,297 --> 00:44:33,363
‫نه، بهت که گفتم، ‫اون یارو یه روانیه

927
00:44:33,388 --> 00:44:35,529
‫- این تو خون‌شه
‫- من هیچ‌وقت نمی‌تونستم

928
00:44:35,554 --> 00:44:37,521
‫رایلی و شوهرش رو
 به‌عنوان مظنون شناسایی کنم

929
00:44:37,546 --> 00:44:39,679
‫- هیچ‌وقت
‫- چون تجربه شخصی‌ت

930
00:44:39,704 --> 00:44:43,198
‫با خانواده داره بهت میگه
 که همخون به همخون خیانت نمی‌کنه

931
00:44:43,561 --> 00:44:46,298
‫بدیهیه که می‌تونه و این کارو هم می‌کنه،

932
00:44:47,483 --> 00:44:49,585
‫پس این یعنی تو فقط به زمان بیشتری نیاز داری

933
00:44:49,610 --> 00:44:51,918
تا قضاوت‌های شخصی‌ت رو بذاری کنار

934
00:44:53,466 --> 00:44:54,520
‫می‌فهمم

935
00:44:55,417 --> 00:44:57,726
‫باید احساساتم رو بذارم کنار

936
00:44:59,016 --> 00:45:01,427
‫زمان می‌بره و تمرین بیشتر می‌خواد

937
00:45:02,131 --> 00:45:03,408
‫اگه از پسش برنیام چی؟

938
00:45:05,095 --> 00:45:06,156
برمیای

939
00:45:06,181 --> 00:45:07,587
‫چطور اینقدر مطمئنی؟

940
00:45:11,515 --> 00:45:14,430
‫چون من یه تحلیل‌گرِ خفن و فوق‌العاده‌م

941
00:45:23,664 --> 00:45:25,412
چشمات رو بسته نگه دار
بازشون نکن. خب

942
00:45:25,437 --> 00:45:27,600
‫هنوز نه، هنوز نه. اوکی
‫اوکی، می‌تونی چشم‌هاتو باز کنی

943
00:45:27,944 --> 00:45:28,945
‫- نظرت چیه؟
‫- واو!

944
00:45:28,970 --> 00:45:31,473
‫آخ! انگار طبیعت رو آوردی

945
00:45:31,498 --> 00:45:33,295
‫ توی خونه. منظورم اینه که...

946
00:45:33,678 --> 00:45:34,938
‫خیلی باحاله، نه؟

947
00:45:34,963 --> 00:45:37,349
‫بچه‌ها،
‫نمی‌دونم چی بگم

948
00:45:37,603 --> 00:45:38,605
‫چی...

949
00:45:38,630 --> 00:45:40,571
‫نمی‌دونم، یه جورایی احمقانه‌ست

950
00:45:40,596 --> 00:45:41,821
‫هنری

951
00:45:41,846 --> 00:45:43,347
‫یه جورایی احمقانه‌ست؟

952
00:45:43,372 --> 00:45:44,971
عمراً، نه

953
00:45:45,308 --> 00:45:46,692
اصلاً ‫احمقانه نیست. خب؟

954
00:45:46,717 --> 00:45:48,785
‫خب، وقتی بچه بودم از این کارها می‌کردیم،

955
00:45:48,810 --> 00:45:50,830
همه‌ش به خاطر اینه که از تخیلت استفاده کنی

956
00:45:51,116 --> 00:45:53,752
‫خیلی‌خب؟ می‌خوایم وانمود کنیم
‫که زیر ستاره‌ها خوابیدیم...

957
00:45:53,777 --> 00:45:54,986
‫نه هنری، راست می‌گی

958
00:45:55,011 --> 00:45:56,446
‫یه کمی مسخره‌ست

959
00:45:56,471 --> 00:45:58,792
‫می‌تونستیم رو سقف
 ستاره‌های شبرنگ نقاشی کنیم

960
00:45:58,817 --> 00:46:00,236
‫- اون‌جوری منطقی‌تر بود
‫- نه

961
00:46:00,261 --> 00:46:01,842
‫همه‌چیز عالیه

962
00:46:02,293 --> 00:46:04,313
‫همه‌چیز عالیه و قراره کلی ‫بهمون خوش بگذره

963
00:46:04,338 --> 00:46:06,266
‫چون قراره از ‫بیسکویت‌وشکلات‌های
اسمورز درست کنیم

964
00:46:06,291 --> 00:46:08,621
‫می‌خوایم روی همین شعله‌ی گاز ‫بپزیم‌شون

965
00:46:08,646 --> 00:46:10,614
‫خیلی هم توپ می‌شه، چی میگی؟

966
00:46:10,639 --> 00:46:12,007
‫حتماً. چرا که نه؟

967
00:46:12,032 --> 00:46:13,676
‫همینو می‌خواستم بشنوم

968
00:46:13,701 --> 00:46:14,855
"بزن بریم، "احمقانه

969
00:46:15,608 --> 00:46:16,716
‫چطور جرأت می‌کنی؟

970
00:46:17,584 --> 00:46:18,995
‫- اوه
‫- بفرما

971
00:46:19,935 --> 00:46:21,036
‫- احمقانه؟
‫- اوه...

972
00:46:21,061 --> 00:46:22,689
‫اونقدرها هم احمقانه نیست

973
00:46:22,939 --> 00:46:24,101
‫اوه، خدای من

974
00:46:25,658 --> 00:46:28,264
‫اووه، آقای شنبه‌ست؟

975
00:46:28,655 --> 00:46:30,243
‫آره. آم...

976
00:46:31,539 --> 00:46:33,778
‫- روزها رو قاطی کرده
‫- اوه

977
00:46:34,439 --> 00:46:36,608
اوه، ‫خب، پس باید بری

978
00:46:36,944 --> 00:46:38,212
‫اصلاً فکرش رو هم نکن

979
00:46:38,237 --> 00:46:40,921
‫- خواهرها رو به مردها ترجیح میدم
‫- اوه

980
00:46:40,946 --> 00:46:42,748
‫منو نگاه کن، اینو ببین

981
00:46:43,766 --> 00:46:45,250
‫واو. آره

982
00:46:45,275 --> 00:46:46,457
‫ولی جدی میگم

983
00:46:47,817 --> 00:46:49,413
‫- بابت این ازت ممنونم
‫- اوم

984
00:46:49,704 --> 00:46:50,719
‫اوم...

985
00:46:52,811 --> 00:46:54,813
‫اصلاً هیچ می‌دونی ‫هر روز چند تا

986
00:46:54,838 --> 00:46:57,741
‫نامه از طرفدارام ‫اینجا دریافت می‌کنم؟

987
00:46:57,766 --> 00:46:59,734
‫می‌دونی که این بخشی از ‫شرایط این کاره

988
00:47:00,118 --> 00:47:01,772
‫- افتضاحه
‫- خب...

989
00:47:02,897 --> 00:47:04,725
‫در این مورد باهات هم‌عقیده‌م

990
00:47:07,721 --> 00:47:08,721
...خب

991
00:47:08,746 --> 00:47:11,211
‫فکر کنم به سرم زد که شاید...

992
00:47:13,570 --> 00:47:15,864
...‫اگه اعدام بشم، این احمق‌ها

993
00:47:15,889 --> 00:47:19,034
‫متوجه میشن که
‫من یه قهرمانِ کوفتی نیستم

994
00:47:20,801 --> 00:47:23,257
‫اونجوری هم در هر صورت ‫جواب نمی‌داد

995
00:47:23,282 --> 00:47:25,051
‫نه، جواب نمی‌داد، چون انگل‌هایی

996
00:47:25,076 --> 00:47:28,346
‫مثل برایان گریتی اعدام منو
‫به یه ماجرای شهادت‌طلبانه تبدیل می‌کردن

997
00:47:28,371 --> 00:47:29,990
‫آره. درسته

998
00:47:30,225 --> 00:47:31,233
‫آره

999
00:47:33,013 --> 00:47:34,268
‫هنوزم تقصیر منه

1000
00:47:36,574 --> 00:47:38,309
‫تمامِ... تمامِ جون‌هایی که گرفتم،

1001
00:47:38,334 --> 00:47:40,743
‫شبکه‌ی قاتل‌هایی که راه انداختم،

1002
00:47:41,400 --> 00:47:43,857
دادگاهم، ‫اعتراف‌هام، همه‌ش فقط...

1003
00:47:45,904 --> 00:47:47,552
‫تکامل پیدا کرد به...

1004
00:47:51,367 --> 00:47:52,841
...سرایت یه بیماری اجتماعی

1005
00:48:14,089 --> 00:48:15,392
‫ وقتی نبودی...

1006
00:48:16,553 --> 00:48:18,166
‫یه عالمه نامه از طرفدارات ‫برات نگه داشتم

1007
00:48:54,265 --> 00:48:55,904
‫غم‌انگیزه که چقدر آدم رقت‌انگیزی‌ام،

1008
00:48:55,929 --> 00:48:57,456
‫اما می‌دونی ‫چی از اینم رقت‌انگیزتره؟

1009
00:48:59,336 --> 00:49:01,130
‫کسی که یه نمایش درباره‌ش می‌سازه

1010
00:49:07,519 --> 00:49:09,499
‫و هر کسی که بهش گوش میده

1011
00:49:18,246 --> 00:49:23,246
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود »
<font color="#FFFF00">« Golchindl.vip »

1012
00:49:23,271 --> 00:49:28,271
« کانال تلگرام گلچین دانلود »
<font color="#ff281e">« @MyGolchindl »

1013
00:49:28,980 --> 00:49:33,980
<font color="#ff0000">‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس</font>
<font color="#ffff00">Saeed_Pardis_Sub      :کـانـال تلگـرام</font>
<font color="#00ffff">‫آيدی تلگرام جهت ارتباط:   Saeed8362</font>

